اندرحکایت بیکاری در ایران امروز ما

چند سال پیش در گفتگو با محمد رضا شعبانعلی حرفهایی زده بودم، که البته امروز که به بعضی از آنها گوش میدهم احساس میکنم که دیگر آنگونه فکر نمیکنم یا اقلا اگر دوباره آن گفتگو را ضبط کنیم آن حرفها را به آن شکل نخواهم زد.

در این میان اما یک حرفم هر روز بیش از دیروز و هر باربه شکل جدیدی به اثبات میرسد و آن این است که معضل جدی نیروی کار در هر سطحی گریبان همه کسب و کارهای کشور را گرفته است. راستش از بس در این مورد غر زده ام خودم خسته شده ام اما امروز تصادفا در کارواش هم صحبت جوانی شدم که بد ندیدم منتشرش کنم.

 

۸ comments on “اندرحکایت بیکاری در ایران امروز ما

  1. به نظرم معضل بیکاری در شهرستانها بیشتر از تهران خودش رو نشون میده و خیلی از افرادی که مثلا تو ی شهرستانها نمیتوانند کار پیدا کنند در عرض ۲ روز در تهران کار پیدا میکنند و سرکار میرند

    معضل دیگه هم جوابگو نبودن درآمد برای مخارج زندگیه مثلا کف قانون کار جوابگوی زندگی کارگرها و تورم فعلی نیست دولت هم خودش مونده اگر این مبلغ رو بالا ببره کارفرماها مشکل پیدا میکنند و اقتصاد میخوابه اگر هم پایین نگه داره کارگرها نمیتونند زندگی کنند. اما راه سوم اینه که تسهیلات عمومی بهتر بشه که به ۳ مورد اشاره مکینم مثلا:

    تامین اجتماعی تمام داروها و معالجه ها رو پوشش بده (الان اینطور نیست) کسی که ماهی ۱.۲۰۰ بر پایه قانون کار حقوق میگیره نمی تونه مخارج پزشکی و دندون پزشکی و آزمایشگاه و غیره رو بده . ماموریت اصلی تامین اجتماعی هم از اول این بود.

    دوم اینکه هزینه آموزش و پرورش صفر بشه الان بخوای مثلا یک بپه رو به آمادگی بفرستی باید به مدرسه دولتی حداقل ۱ میلیون تومان پول بدی (یعنی اون برج کارگر باید با ۲۰۰ هزار تومان زدگی کنه) خارج از پولهایی که بعدا میگیرن . آموزش و پرورش قبلا رایگان بود ولی کم کم فشار رو آوردن به سمت مردم .

    سوم مسکن ارزان و دولتی است : شما و بقیه دوستان رو ارجاع میدم به کانال حامد قدوسی(hamedghoddusi@) و موضوع: مسکن برای اقشار کم‌درآمد و انبوه‌سازان تجاری: موردکاوی نیویورک. و اینکه چرا باید دولت در ساخت و ساز برای اقشار کم درآمد دخالت کند؟
    ————-
    نکته اول اینکه کشور ما در هر ۳ حوزه وارد شده و خواسته که این موضوع رو حل کنه ولی ناموفق بوده نکته دوم اینه که در خیلی از کشورهای جهان به امکانات و تسهیلات عمومی بها میدن و اینطور نیست که بگیم نه این کارها و ظیفه ی دولت نیست و …
    —————–
    در ضمن حرف شما رو هم قبول دارم که ملت تنبلی هستیم و اهل زحمت کشیدن نیستیم ولی موراد دیگه ای هم هست که باید بهش توجه بشه.
    ممنون از شما

  2. شبنم گفت:

    سلام .شما که گفتین معضل جدی نیروی کار در هر سطحی گریبان همه کسب و کارهای کشور را گرفته است در دانشگاه مطالب مناسبی تدریس نمیشود حتی خیلی از اساتید نمیدونند باید چی تدریس کنند به جای درس دادن وقت گذرانی میکنند البته خود ما دانشجویان هم یکی از یکی بی هدف تر و دانشجویان کمی هستند که از همان ابتدا انگیزه کافی و هدفی را برای خود انتخاب کرده باشند شخصا خودم دو سال اول نمیدونستم برای چی این رشته را خواستم قبول شوم ( زبان و ادبیات فرانسه)و فقط برام مهم بود مدرک بگیرم که متوجه شدم راهی که میروم بی راهه است و باید خیلی از مهارت ها را یاد بگیرم .
    ممنون میشوم نظرتون را در مورد مهارت هایی که باعث متمایز شدن میشود بدانم

  3. جواد گفت:

    آقای مهندس
    درتایید فرمایش شما، اخیرا مرکز آمار ایران اعلام کرده است به طور تقریبی نیمی از مردم ایران علیرغم داشتن توانایی حال کار کردن ندارند.

    • admin گفت:

      سلام ممنون از شما. رفرنس این آماری که فرمودین را دارین به من بدین ؟ جالب به نظر میاد.

      • جواد گفت:

        سلام و عرض ادب
        من این دو سایت رو چک کردم
        https://goo.gl/Br2iuP
        https://goo.gl/ijtiwt
        ی توضیح کوچیک:
        نرخ مشارکت اقتصادی در تابستان ۹۵ حدود ۴۰.۴ بوده است. (این نرخ حاصل تقسیم جمعیت فعال به جمعیت در سن کار کشور است.)
        تا همین جا عدد نرخ مشارکت اقتصادی (۴۰.۴) بیانگر آن است که بیش از نیمی از جمعیت در سن کار کشور، کار نمی کنند. (جمعیت فعال کشور حدود ۲۶ میلیون نفر و جمعیت در سن کار کشور هم حدود ۶۶ میلیون نفر است.)
        اما جالب تر اینکه بر اساس تعریف مرکز آمار ، جمعیت فعال، شامل دو دسته شاغل و بیکار می شود.
        همچنین جمعیت فعال، شامل افراد بالای ۱۰ سال سن می شود به شرطی که در هفته مرجع آمار گیری، حداقل ۱ ساعت کار کرده باشند. علاوه بر آن مرکز آمار، محصلانی را که در هفته مرجع، حداقل ۱ ساعت کار کرده باشند نیز جز جمعیت فعال حساب می کند.
        با این تفاسیر اگر تعداد بیکاران (حدود ۳ میلیون نفر) و تعداد محصلان (اشتغال به تحصیلان) را از تعداد جمعیت فعال کشور کم کنیم، نرخ مشارکت اقتصادی از این عدد ۴۰.۴ هم پایین تر می آید.
        با احترام

  4. مونا تقوی گفت:

    سلام آقای تقوی
    من هم مکالمه شما رو با آقای شعبانعلی گوش داده بودم و به نظرم هم درست اومد و هم جالب به خصوص همین تیکه ای رو که خودتون هم گذاشتین.
    اکثر آدم های ایرانی دنبال کاری هستن که پرستیژی داشته باشه و هر کسی در هر سطحی از موقعیت اجتماعی باشه، متاسفانه بالاترین جایگاه کاری رو می خواد اونم از همون اول.
    من همیشه به اطرافیانم می گم تا شاگردی نکنی استاد نمی شی اما همه می خوان بدون تجربه یهو بشن مدیر جایی و بشینن پشت میز.
    به هر حال امیدوارم روزی بیاد که کار کردن در هر شغلی برای ما عار نباشه و وضعیت کشورمون از این که هست بهتر بشه.

  5. سمیرا کرمی گفت:

    زمانی که برای اولین بار صحبت هاتون رو گوش دادم هنوز دانشجو بودم و شاید مثل خیلی از دانشجوهای دیگه پر از توقع از جامعه و بازار کار.
    امروز که دارم توی یک شرکت خصوصی خیلی معتبر کار می کنم متوجه می شم که حرفاتون در مورد فقدان نیروی انسانی خوب توی کشور تا چه حد حقیقت داشت. یک مثالش در شرکت خود ما اینه که باوجود اینکه بیشتر از ۴ ماهه دنبال استخدام یک کارشناس دیجیتال مارکتینگ هستیم و اتفاقا حاضریم حقوق و مزایای مناسبی هم بهش اختصاص بدیم هنوز نتونستیم کسی رو پیدا کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *