ماجرای خانم موگرینی و کوزه های میان تهی عصر دیجیتال

داستان سلفی گرفتن نمایندگان مجلس با خانم موگرینی در جریان تحلیف آقای رییس جمهور، در این چند روزه حسابی در صدر اخبار و سوژه های مورد توجه قرار گرفته است.

بسیاری از چهره های مشهور سیاسی، اجتماعی و هنری و شخصیتها نسبت به این اتفاق موضع گرفته و انتقادات بعضا شدیدی را هم حواله نمایندگان مورد نظر کرده‌اند. در این میان اما به نظر میرسد قدری بی انصافی هم دارد صورت میگیرد که قصد دارم به آن بپردازم.

واقعیت این است که یکی از پیامدهای تحول دیجیتال توسعه بسیار زیاد شبکه های اجتماعی بوده است، در نتیجه همه مردم با هر سطح سواد و آگاهی به ابزارهایی دست پیدا کرده‌اند، که به آنها قابلیت انتشار آنی نظرات و محتوای مورد نظرشان را میدهد که البته این فی نفسه پدیده مبارکی است و قطعا به توسعه کمک خواهد کرد.

از سوی دیگر گوشیهای هوشمند در کشور ما ضریب نفوذی حدود ۵۰% پیدا کرده‌اند و هر روز هم مجهزتر از دیروز به بازارهای مصرف عرضه میشوند.

در این میان مردم برای تغذیه شبکه های اجتماعی خود سخت به پیسی محتوی برخورد کرده‌اند. در واقع آدمها به این دلیل که قابلیت تولید محتوی به درد بخور به قدر کفایت در خود نمیبینند، لاجرم رو به گرفتن عکسهای سلفی صد تا یک غاز و یا عکس گرفتن از سالاد و آبمیوه و یا کارتونهای وی چتی می آورند.

برخی دیگر هم در توهم جذابیت و خلاقیت تا عمق اطاق خوابشان در زندگی خصوصی خود عقب رفته‌اند تا جلب توجه مخاطبان کیلویی (این نوشته محمدرضا واقعا ارزشمند است) خود را بکنند.

در این میان سوژه هایی مانند خانم موگرینی غنیمتی گرانبها خواهند بود. در نتیجه تعجب کردن از رفتار نمایندگان همان مردمی که برای سلفی گرفتن خودشان را به کشتن میدهند و حتی از جسد افراد مشهور و یا بیماران در حال احتضار هم برای تولید محتوی نمیگذرند، برای من قدری عجیب است.

به قول شیخ بهایی، از کوزه همان برون تراود که در اوست. این نمایندگان اتفاقا نماینده واقعی همان مردمی هستند که شبانه روز در فاضلاب محتوی دست و پا میزنند و جرمی ندارند مگر اینکه در یک رویدادی که زیادی مورد توجه بوده، همان کاری را کرده‌اند که رای دهندگانشان دائما در کوچه و خیابان مشغول انجام آن هستند. قبول کنیم که این دوستان واقعا عصاره فضائل خود ما هستند.

۳ comments on “ماجرای خانم موگرینی و کوزه های میان تهی عصر دیجیتال

  1. یه حسی بهم میگه یه روزی درست میشه
    ولی متاسفانه تا حالا هیچ حسی بهم نگفته که عمرم انقدر کفاف بده که باشم و ببینم

  2. هر چه بگندد نمکش می زنند، وای به روزی که بگندد نمک.

  3. مهدی گفت:

    البته تشخیص ندادم در فضایی که همه بر علیه شون هستن اومدی گناه شون کمترکنی یا بدتر شد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *