محمود خیامی ، پدر صنعت ایران از مشهد تا لندن

محمود خیامی یکی از ۹ فرزند یک روحانی روستایی مشهدی است. او که استاد مسلم رویاپردازی است، پس از ترک تحصیل در مقطع دبیرستان (ظاهرا این سنت ترک تحصیل افراد جریان ساز مختص به زمان یا جغرافیای خاصی نیست به قول خیام: از مدرسه برنخاست یک اهل دلی، ویران شود این خرابه دارالجهل است) وارد کاسبی شد و از اتوموبیل شویی تا مسافرکشی با موتور سیکلت شروع کرد.

محمود به همراه برادرش احمد پس از سرمایه قرار دادن اندک ارث پدری با تعمیر و فروش ماشینهای دست دوم به کسب و کاری جدیتر وارد شدند که ظرف مدت کوتاهی به امپراطوری فروش قطعات یدکی در ایران و نمایندگی فروش بنز و لاستیک کنتینانتال و باطری دنا ختم شد.

محمود خیامی

خیامی‌ها در ۱۲ مهرماه ۱۳۴۱ با ده میلیون سرمایه، شرکت ایران ناسیونال که امروز ایران خودرو نام دارد را برای تولید اتوبوسهای بین شهری تاسیس کردند، البته برادران خیامی در سال ۱۳۵۱ راه تجاری خود را از یکدیگر جدا کرده و ایران ناسیونال به محمود خیامی رسید.

برادران خیامی قبل از انقلاب دهها شرکت مختلف در صنایع سنگین ایجاد و خدمات بسیار زیادی را به توسعه صنعت در کشور کردند. بیمه آسیا، مبلیران، فروشگاه کوروش، کارخانه برجیستون، پیستون سازی ایران، ایدم تبریز و بانک صنعت و معدن از جمله برخی نامهای آشنایی هستند که برادران خیامی پایه گذار آنها بوده اند.

ایران ناسیونال در سال ۱۳۴۵ قرارداد تولید پیکان را امضا کرده و تا سال ۱۳۵۳ شرکت به فروشی بالغ بر ۹۱ میلیارد تومان رسید.

پس از انقلاب ایران ناسیونال مصادره شده و به ایران خودرو تغییر نام پیدا کرد. محمود خیامی هم به لندن رفت و نمایندگی بنز را در لندن و ۷ شهر دیگر در انگلستان و آمریکا به عهده گرفت. او هم اکنون سرپرست هیات امنای دانشنامه ایرانیکا نیز میباشد. (منبع: سرگذشت ۵۰ کنشگر اقتصادی ایران)

ویدیوی زیر بغضی در خود دارد که شاید سرنوشت محتوم همه کنشگران اقتصادی ایرانی فعال در بخش خصوصی باشد. به نظر من از عصر امیرکبیر تا امروز اگر کسی موفق شده باشد دو تا آجر را روی هم گذاشته و به مدت بیش از یکسال حفظ کرده باشد باید به او خیلی احترام گذاشت.

 

۲ comments on “محمود خیامی ، پدر صنعت ایران از مشهد تا لندن

  1. از داستان غم‌انگیز فعالان بخش خصوصی به سرنوشت شرکت مینو و خانواده خسروشاهی هم اشاره کرد. این شرکت در سال ۱۳۳۸ خورشیدی توسط علی خسروشاهی بنیان نهاده شد و هنگام ترک ایران حدود شش هزار پرسنل داشت. استقرار یکی از کارخانه‌های مینو در روستایی به نام خرمدره امروز آنجا را به شهری با ۶۵ هزار نفر جمعیت تبدیل کرده.
    البته نکته جالب نحوه برخورد با این خانواده هنگام مصادره شرکت است. در نامه‌ی که تصویر آن در صفحه ۳۵۵ کتاب موقعیت صاحبان صنایع، زندگی علی خسروشاهی آمده، افزایش فروش پفک و غذای بچه به عنوان تخلف این شرکت و مصداق گسترش فرهنگ بیگانه قلمداد شده است. در بخشی از این نامه، خطاب به وزیر صنایع آمده:
    “کوشش در ایجاد وابستگی اقتصادی و فرهنگی و اشاعه مظاهر غرب ‌زدگی از جمله تغییر ذائقه مردم و گسترش فرهنگ آرایشی غرب (نمونه بارز سرمایه داری و وابسته سازی اقتصاد کشور)
    به طور نمونه: فروش ریالی پفک نمکی از سال ۴۸ تا ۵۷ حدود ۲۵۵ برابر شده است
    فروش غذای بچه از سال ۴۵ تا ۵۷ حدود ۲۲ برابر شده است
    فروش لوازم آرایش از سال ۴۵ تا سال ۵۷ حدود ۲۰ برابر شده است.

  2. مهشید گفت:

    فیلم بسیار زیبا و تاثیرگذار بود. تشکر می کنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *