میرخان، بزرگمردی از دیار هرات

آخر شبی رفته بودم قدمی بزنم در محوطه ساختمان. کنار در اصلی مجتمع پسرکی نشسته بود که چشمها و صورت گیرایی داشت اما بی نهایت کثیف و نامرتب. چشم داشت به خیابان و منتظر کسی بود. نگاهمان بهم گره خورد. نتوانستم از او بگذرم.

اسم و رسمش را پرسیدم و دوست شدیم. نه ساله ای بود از هرات، نامش میرخان بود و فراری جنگ ناتمام افغانستان.

میگفت که به سختی مادرش را راضی کرده تا به همراه برادرش به ایران بیاید و پول دربیاورد. فال حافظ می‌فروخت به ما تا بختمان باز شود اما خودش نمیدانست آرزو چیست.

آشوب شبم تکمیل شد! نمیدانستم به چه کسی لعنت بفرستم. به جنگ طلبان یا به جبر جغرافیا؟ یا به خودم! آنچه میدانم اما این است که میرخان از خیلیها مردتر است.

۱۴ comments on “میرخان، بزرگمردی از دیار هرات

  1. نسیم مظاهری گفت:

    آقای تقوی
    این برخوردها مثل چراغ قوه های کم سوییه که توی تاریکی باهاش بخش کوچیکی از تابلوی جنگ رو میبینیم
    اما کسانی هستن که تو روشنایی کامل عمق فاجعه رو دیدن و جنگ به استخونشون رسیده
    شاید نسل شما که از دهه شصت عبور کرده بهتر اینو بفهمه
    امیدوارم مستند A157 رو ببینید
    درد این مستند هنوز توی سرم میچرخه

  2. ش.ص. گفت:

    ممنون بخاطر به اشتراک گذاشتن این مطلب, متاثر شدم و این جمله از نیچه برایم تداعی شد: “انسان ها برابر نیستند و برابر نخواهند شد.”

  3. درود به شرف و غیرتش، واقعاً دل آدم بدرد میاد…

  4. سعید فعله گری گفت:

    واقعا نمی دونم چطوری بگم توی ویدئوی زیر از طرف می پرسن دغدغه ات چیه ؟
    میگه معنی دغدغه چیه ؟
    http://bit.ly/2s0jA1O
    ——————————————————————
    از یکی دیگه هم می پرسن که آرزوت چیه ؟
    میگه معنای آرزو چیه ؟
    ————————————————————–

  5. واقعا دل آدم به درد میاد.

  6. […] دیگر شبی، همان حوالی و همان زمان، همان پسرک را دیدم که لب جدول کنار خیابان نشسته بود و منتظر کسی بود. اینبار نگاهم به نگاهش گره خورد و از او نگذشتم و شد آنچه میدانید و اینجا نوشتم. […]

  7. یک همکار گفت:

    کمک به هم نوع همیشه کاری ستودنیست!
    اما کاش شما به جای اینکه همنوعی رو دستاویز برندینگ خود کنید به کارمندان خودتون و ارزوهاشو اهمیت میدادین و حق و حقوقشون رو درست پرداخت میکردین !!

  8. یک همکار گفت:

    بعد از کشته شدن ناصرالدین شاه و دستگیری میرزا رضا کرمانی از او پرسیدن چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟
    گفت سراسر مملکت رو فقر و فساد گرفته و همه تقصیر از او بود چرا که سر رشته همه چیز در این مملکت به او ختم میشود! و تمام قوا در اختیار شخص اوست.
    گفتند این ربطی به والاحضرت نداشت و اطرافیان او مقصرن!
    پاسخ داد:اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر اطلاع نداشت وای به حال مملکتی که شاهش از این همه فقر و فساد بی اطلاع است.
    جریان شما هم همینطور است. اما شک دارم خبر ندارین !

  9. یک همکار-جواب گفت:

    بعد از کشته شدن ناصرالدین شاه و دستگیری میرزا رضا کرمانی از او پرسیدن چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟
    گفت سراسر مملکت رو فقر و فساد گرفته و همه تقصیر از او بود چرا که سر رشته همه چیز در این مملکت به او ختم میشود! و تمام قوا در اختیار شخص اوست.
    گفتند این ربطی به والاحضرت نداشت و اطرافیان او مقصرن!
    پاسخ داد:اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر اطلاع نداشت وای به حال مملکتی که شاهش از این همه فقر و فساد بی اطلاع است.
    جریان شما هم همینطور است. اما شک دارم خبر ندارین !

  10. ازاده گفت:

    همکار عزیز، من هم در همان سازمانی که شما کار میکنی کار میکردم! در نتیجه آقای تقوی رو خوب میشناسم. چون یکبار شبیه این بحث در پست دیگری در شب عید مطرح شد و ایشون گفتن که دیگه به این جور حرفها جواب نمیدن در نتیجه من جواب میدم. شما یا واقعا باور داری که حق و حقوقت رو درست نمیدن در ساعی که خوب باید بری با ایشون حرف بزنی و حقت رو بگیری یا اینکه فقط داری حرف مفت میزنی و خودت هم باور نداری به این چیزایی که میگی در نتیجه جرات نداری حتی اسمت رو پای متنت بزاری. من از خود اامیر تقوی در یک جلسه شنیدم که میگفت به حرف کسی که اینقدر عرضه نداره پای حرفشو امضا کنه گوش کردن حماقت بزرگیه! شما هم لطف کن اینجا آلودگی صوتی درست نکن و این بحثهای احمقانه رو بزار واسه همون محفلهای خودتون.

  11. یک همکار-جواب گفت:

    سرکار خانم ازاده
    ادم زنده وکیل نمیخواد !
    شما هم لطفا تو چیزی که بهت ربط پیدا نمیکنه ورود نکن .
    بحثهای احمقانه هم بحثهای خاله زنکی شرکت شماست که هر وقت رییس تون ( یا به قول خودش باس ) کم میاره طبق معمول یه جلسه راه میندازه و درمورد پست و کامنت افراد صحبت میکنه امثال تو رو میندازه وسط بیاین جواب بدین !( که البته خود شیرینهایی مثل تو هم خودشون رو میندازن وسط واسه قند عسل بازی … بگذریم این تو شرکتهایی مثل اونجا خیلی جا افتاده )
    ایشون پست خوبی گذاشته ولی داره ازش استفاده تبلیغاتی میکنه واسه برندینگ خودش وگرنه کم نیستن ادم ها و خیریه هایی که به مردم کمک میکنن پای حرفشون هم میشینن ولی تو بوق و کرنا نمیکنن.
    دم از عصر دیجیتال میزنه ایشون ولی هنوز توی شرکت خودش نتونسته از این فناوریهایی که به خورد مردم میده استفاده کنه که بدونه حقوق مردم رو داده یا نه ! ( واقعا جای تاسف داره ولی گویا کوزه گر تو کوزه شکسته آب میخوره )
    ایشون از نظر من هیچ اعتباری نداره که حالا با استناد شما به حرفش در یک موضوع مشابه ( که اگه مدیر قابلی بود وقتی میدید یک موضوع دوبار تکرار شد در موردش یه بررسی میکرد) بخوام اهمیتی به دیدگاهش بدم.
    ضمنا بزرگوار این الودگی صوتی نیست یک کامنت و تذکر نوشتاریه ..کلا عادت داره رییستون ادمهای بی سواد دور خودش جمع کنه .
    موفق باشی

    • ازاده گفت:

      میدونی مشکلت چیه؟ حسود و بخیلی! همینطور بی جربزه و ترسو! مثل شما هم در شرکت و جاهای دیگه کم نیستن! در نتیجه راحت باش!
      اینقدر بی اهمیتی که حتی بلاکت هم نمیکنن

  12. یک همکار-جواب گفت:

    :))))
    مشکل شما هم اینه بی ادب و پرخاشگری و البته دنبال بزرگ کردم خودت پیش بیگ باس !!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *