نگرش سیستمی برای حل معضلات اقتصادی و اجتماعی

در بررسی بسیاری از مشکلات حادی که گریبانگیر روزگار فعلی کشور ما هست، به این شاه بیت تکراری میرسیم که باید کار فرهنگی کرد! و این یعنی هیچکس هیچ کاری نخواهد کرد.

روزنامه‌ها و رسانه‌های ما پر است از نصیحت و کار فرهنگی و قربان صدقه رفتن از ما به عنوان با فرهنگترین مردمان جهان!!! برای کاهش آمار 30 هزار کشته سالانه تصادفات رانندگی، برای اصلاح وضعیت احمقانه رانندگی، برای کاهش مصرف بیمارگونه قلیان در بین مردم، برای اصلاح روند دریافت مالیات، برای کاهش آمار طلاق، برای اصلاح وضعیت شرم‌آور ورزشگاههای کشور، برای رفع بدزبانی و فحشهای خارداری که زبان عادی جامعه شده، برای کاهش ضایعات سی درصدی غذا، برای کاهش مصرف پلاستیک، برای حل مشکل توالتهای عمومی و هزار تا ناهنجاری بزرگ و کوچک دیگر، نسخه های فرهنگی یکی پس از دیگری پیچیده میشود و آب هم از آب تکان نمیخورد. اوضاع در همه چیز هر روز بدتر میشود و ما همچنان مشغول کار فرهنگی هستیم.

واقعیت این است که حل مسائل اجتماعی و اقتصادی با نگرش فرهنگی یعنی سپردن کار به تشخیص آدمها، یعنی آدمهایی که فطرتا خودخواه و برتری طلب هستند را در جایگاه قضاوت بین خودشان و سایرین قرار دادن، یعنی باد هوا! آیا با خودمان فکر کرده‌ایم که واقعا کشورهایی که از هیچکدام از این ناهنجاریهای اجتماعی رنج نمیبرند همه کار فرهنگی کرده‌اند و یا در پرتو نگرش سیستمی امروز بر جهان آقایی میکنند؟ نگرش سیستمی حاکم بر جامعه بوده یا این مردمان همه انسانهایی معصوم و بی گناه هستند؟

برای حل هر مساله باید ابتدا با نگرش سیستمی، (لینک سرفصل تفکر سیستمی در متمم) مختصات آن مشکل و همه عوامل تاثیر گذار بر آن را شناسایی کرده و با طراحی سیستم مورد نیاز اقدام به قانون گذاری و دستورالعمل نویسی برای آن کنیم. با عملیاتی کردن سیستم و جا افتادن قوانین، رفته رفته فرهنگی در اطراف آن مساله شکل میگیرد که رفتارهای خلاف را به نوعی ضد ارزش تبدیل کرده و نه تنها سیستم بلکه جامعه هم درصدد برطرف کردن مشکل خواهد آمد و عملا مساله حل میشود. قصد دارم زیر عنوان نگرش سیستمی به اقتصاد و اجتماع، به بررسی معضلات اجتماعی و مسائل اقتصادی بپردازم شاید که گوشی شنید، یا اینکه این نوع نگاه در بین ما تسری پیدا کرد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *