Category: عمومی

مرگ بر آمریکا

این خانمی که ملاحظه میکنید آمریکایی هستند، اهل همان کشوری که ما در مناسبتهای مختلف پرچمش را به زیر پا می اندازیم یا اتش میزنیم. همزمان بهترین آدمهای کشورمان را هم در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم اقتصاد همین آمریکایی میکنیم که مردمش برای همدردی با ممنوعیت ورود ما به کشورشان، این چنین با عشق و احترام پرچم ما را در دست گرفته و اعتراض میکنند. همین.

مرگ بر آمریکا

تمرکز و آهستگی دو رویای عصر دیجیتال، تکنولوژی با عمر ما چه میکند؟

مقدمه خیلی مرتبط

آهستگی، رمانی از میلان کوندرا است که در سال 1995 در فرانسه منتشر شده است. این کتاب روایتی است از فلسفه کوندرا درباره مدرنیته، تکنولوژی، سرعت، حافظه بشری و احساسات عمیق بشری را به صورت بسیار زیبایی به تصویر کشیده است.سوال اصلی شاید این باشد که به کجا چنین شتابان ای انسان نادان عصر دیجیتال؟

تمرکز و آهستگی

مقدمه کمی مرتبط

فیلم In Time  ساخته آندرو نیکول در سال 2011 موضوع بسیار جالبی دارد با این مضمون که در سال 2169 بشر به درجه ای از تکامل میرسد که در سن بیست و پنج سالگی روند پیری او متوقف شده و هر کس دارای یک سال زمان برای زندگی خواهد بود.

زمان باقیمانده هر فرد از طریق کورنومتر دیجیتال روی ساعد افراد اندازه گیری میشود و کسی که کورنومترش صفر شود بلافاصله خواهد مرد. زمان تبدیل به واحد پول جهانی شده و افراد برای معامله و خرید و فروش به یکدیگر زمان منتقل میکنند.

تمرکز و آهستگی

انگار دیروز بود!!!

چند سالی هست که مستقل از سن و جنس و شغل آدمها یک جمله ورد زبان همه شده است، از پیرمرد 80 ساله بگیر تا دختر بچه 12 ساله و زن خانه‌دار و مرد شاغل بر این باورند که روند گذشت زمان خیلی سریعتر از آنچه در گذشته حس میشده، شده است.

ای داد و بیداد، دیدی امسال هم تمام شد و ما اصلا نفهمیدیم کی آمد و کی رفت؟ ای آقا، روز که شروع میشه آدم اصلا نمیفهمه کی شب شد؟ ماهها شدن مثل هفته و هفته ها مثل روز! این دیگه چه مدل زندگیه؟

اینها نمونه مکالمات روزمره ما بدل شده اند و همه در پی آن هستیم که، بفهمیم چه بلایی دارد سر روند گذشت زمان در عصر ما میافتد و کسی هم خیلی از مرحله غر زدن و بیان مساله به شیوه های خیلی تکراری که در بالا آمد فراتر نمیرود تا ببینیم واقعا چرا همه چیز اینقدر سریعتر از قبل میگذرد؟

تمرکز و آهستگی

عصر دیجیتال، هر روز متصل تر و هوشمندتر از دیروز،

به باور من، یکی از عمده دلایل شکل  گرفتن چنین روند مخوفی در حذف تمرکز و آهستگی، تحول دیجیتال و دنیای هر روز هوشمندتر از دیروز در عصر دیجیتال است. بشر از وقتی که تقویم را ساخته است، روزهایش 24 ساعته و هفته هایش هفت روزه بوده است. معمولا 8 ساعت میخوابیده و باقی را به کار و خوردن و آشامیدن و تفریح و احتمالا تحصیل میپرداخته و همه اینها تا همین لحظه که من مشغول نوشتن هستم تغییری نکرده است. پس چه چیزی تغییر کرده که ما از آن بی خبریم؟

 

تمرکز و آهستگی

دایره ارتباطات خیلی وسیع

شاید باید بپرسیم که بشر روزهای پیش از عصر دیجیتال، با چند نفر در روز و یا هفته میتوانست در ارتباط باشد؟ این وقت محدود 24 ساعته در شبانه روز را با چند نفر میتوانسته به اشتراک بگذارد؟ مسلما پاسخ این است که ما صرفا با دایره محدودی شامل همکاران مستقیم و خانواده و شاید اندک تعدادی از دوستان در ارتباط بوده ایم.

در عصر دیجیتال اما، شما همان 24 ساعت را با همه افرادی که در فهرست تماس موبایل شما هستند به اشتراک گذاشته‌اید. چون اینها هر وقت که اراده کنند میتوانند به چندین راه دو پایی بپرند وسط زندگی شما. روی یونیت دندانپزشکی باشید یا روی تختخواب کنار عشقتان و یا در مراسم ترحیم عزیز از دست رفته، فرقی ندارد.

 

سیل بی پایان محتوی

بشر عصر سنتی، در معرض چه حجمی از محتوی قرار داشت است؟ شاید بد نیست بدانیم که کل محتوای که نسل بشر تا سال 2003 تولید کرده بود معادل پنج اگزابایت (هر اگزابیت معادل 8 میلیون ترابایت است)  بود و در عصر دیجیتال ما هر دو روز این حجم از محتوی را تولید میکنیم.

در عصر سنتی ما حداکثر یک روزنامه را هر روز صبح ورق میزدیم و بعد شاید یک نوبت اخبار شبانگاهی تلویزیون را میدیدیم و شاید کتابی را ورق میزدیم. امروز اما، هجوم بی پایان شبه اطلاعات (خبرهای تلگرامی، تحلیلهای اینستا گرامی و فیسبوکی و غیره) از همه جای دنیا ما را با خود میبرد. قبلا بیست دقیقه اخبار میدیدیم و خلاص، امروز اما هر لحظه کانالهای تلگرام با اخبار عموما ناگوار و بی اهمیت 5 ثانیه به 5 ثانیه از عمر ما را کم میکنند. در روز شاید 1000 تا از این 5 ثانیه ها را به این شکل خرج میکنیم و نمیدانیم.

در گذشته هارد دیسکهای چند ترابایتی پر از فیلم و سریال و  موزیک حتی در حد رویا هم نبود و هرگز فکر نمیکردیم با 4 دلار در ماه به آرشیو موسیقی جهان دسترسی داشته باشیم. بدیهی است اینهمه محتوی وقت ما را در خود خواهد بلعید.

قبلا وقتی دوست ما به ینگه دنیا میرفت، میزان وقتی که برای او صرف میکردیم به صفر میرسید اما در عصر دیجیتال اینستاگرام هر روز ویدیوهای یک دقیقه ای حضرتش را در حالتهای مختلف از قهوه خوردن و شنا کردن گرفته تا دستشویی رفتن به خورد ما میدهد.

تمرکز و آهستگی

انجام همزمان چند کار

قبلا وقتی داشتیم روی فایل برنامه ریزی یک پروژه کار میکردیم عملا فقط همان یک کار را انجام میدادیم اما امروز، همزمان بیش از ده صفحه مرورگر هم باز داریم که با یکی خبر میخوانیم، با دیگری قیمت ارز را چک میکنیم و بلیط سینما میگیریم و شاید دوره آنلاین آموزشی هم در حال اجرا باشد.

همزمان، تلگرام دسکتاپ هم مشغول چشمک زدن است و اسکایپ هم درخواست دوستتان در آن سوی دنیا برای مکالمه تصویری میدهد. همه اینها هم در حالی است که شما ظاهرا آرام و بی صدا پشت لپ تاپ خود نشسته و مشغول کار هستید. مسلما گذشت زمان در این وضعیت آخرین موضوعی است که توجه شما را به خود جلب میکند تمرکز که جای خود دارد. (لینک متمم در مورد آثار منفی انجام چند کار همزمان)

تمرکز و آهستگی

 

تصور کنید که من و شما در یک کافی شاپ مشغول یک بحث خیلی دوستانه و گرم هستیم و هر دوی ما از گفتگو و قهوه سرشار از لذت ناگهان دوست مشترک یکی از ما بی مقدمه به سر میز بیاید و بدون توجه به حضور دیگری مکالمه‌ ای کاملا بی ربط را شکل دهد. واقعا چقدر این موضوع دور از ذهن است؟

حالا بیایید به این فکر کنیم که چند هزار بار وسط بهترین و یا بدترین لحظات ما گوشی موبایل ما و یا طرف مقابل زنگ خورده است و گفتگو کاملا از بین رفته است؟ چند صد بار در طول روز و در حین کار نوتیفیکیشنهای بی پایان گوشیهای ما حواس و ذهن ما را متشتت کرده است؟

شاید بهترین جمع بندی این باشد که، به همان میزانی که میزان ارتباطات ما توسعه یافته، به همان میزانی که سرعت انتقال اطلاعات افزایش یافته ما کنترل بروی زمان عمر خود را از دست داده ایم. به همان میزان که فناوری امکان چند کار در یک زمان را برای ما فراهم کرده از میزان تمرکز و کیفیت ذهن ما کاسته شده است. برای درک دقیق موضوع شاید باید تمرین Disconnectedness را هر ازگاهی در برنامه زندگی خود قرار دهیم و حتی در حد یک ساعت در روز تمرکز و آهستگی را تجربه کنیم.

تحول دیجیتال و ارکان کسب و کار

بخش دوم متن سخنرانی من در همایش سمینار مدیران صنعت پخش کشور در سازمان مدیریت صنعتی در روز ۶ بهمن  ۱۳۹۵ با موضوع روندهای تکنولوژی

 

امیر تقوی

تحلیل ارکان کسب و کارها و لزوم یکپارچه سازی آنها

مسلما امروز موضوع این نیست که آیا ما در اقتصاد دیجیتال هستیم یا خیر! پاسخ روشن است. همچنین در دنیای دیجیتال دیگر بحث بر سر لزوم یکپارچگی در ارکان سازمان نیست بلکه با نگاهی فراتر از این، به دنبال یکپارچه سازی سازمان به عنوان بخشی از اکوسیستم با اقتصاد دیجیتال بیرونی خواهیم رفت. سوال اصلی این است که صاحبان کسب و کارها از خود میپرسند همه اینها برای کسب و کار من به چه معنا خواهد بود؟

در سایه روندهای تکنولوژی که برشمرده شد، امروز به کرات میبینیم که شرکتهای بسیار قدیمی و بزرگ به دست شرکتهای نوظهور و بسیار کوچکتر از خود از پا در میآیند. در چرایی این موضوع باید گفت که سوای عدم درک صحیح این سازمانها از تحول دیجیتال، شرکتهای بزرگتر با ساختارهای سنگین و معماری دوران پیش از دیجیتال کار بسیار سختی برای درک شرایط جدید و تغییر در راستای تغییرات و همراه کردن بدنه سازمان با تحول دیجیتال دارند. همچنین سرمایه گذاریهای انجام شده با مدل ذهنی پیش از دوران دیجیتال دست و پای سازمانها را خواهد بست.

تحول دیجیتال

مشتری

مستقل از روند تحول دیجیتال یک رکن غیر قابل تغییر در کسب و کارها این است که همه آنها مشتری دارند! این مشتریها در سایه روندهایی که بر شمردیم روشهای خرید و تصمیم گیری برای خرید و جستجوی خود را دائما تغییر میدهند. نهایتا شما باید در هر کجا که مشتریهای هستند بتوانید با آنها ارتباط برقرار کرده و با کمترین هزینه و سریعترین سیکل خدمت یا محصول مورد نظرشان را به دستشان برسانید و نهایتا نیز در ادامه این بحث به مفهوم Omni channels خواهیم رسید. اما شما نخواهید توانست مشتریان خود را راضی نگه دارید مگر اینکه یک هسته مرکزی دیجیتال و یکپارچه با سایر اجزای سازمان داشته باشید.

تحول دیجیتال

تامین کنندگان

در روند تحول دیجیتال رویکرد سازمانها به تامین کنندگانشان در اقتصاد دیجیتال متاثر از روندهای برشمرده شده کاملا تغییر خواهد کرد. دورانی که ارزیابیهای انتخاب تامین کنندگان صرفا بر اساس هزینه و کیفیت بود به سر خواهد آمد.

یکپارچه بودن فرآیندها و اتصال فرآیندهای تامین‌کننده‌گان شما به فرآیندهای فروش و تحویل و همچنین وجود قابلیت مونیتورینگ فرآیندهای تامین‌کنندگان برای کسب و کارها به عنوان معیارهای جدید ارزیابی و انتخاب تامین‌کنندگان درخواهند آمد. کمک کردن تامین کنندگان به خریداران برای کوچک کردن سایز انبارها و نیز کوتاهتر کردن سیکل خدمت رسانی به مشتری نهایی نیز در سایه تحول دیجیتال رقم خواهد خورد.

 

تحول دیجیتال

منابع انسانی

رکن بعدی، کارکنان و پیمانکاران هستند. برای دستیابی به چابکی هر چه بیشتر سازمانی، امروز سازمانها بعضا به تعداد پرسنل رسمی خود پرسنل پیمانکار دارند. نحوه تسری فرهنگ سازمانی و متدهای کارکردن نیازمندی قطعی سازمانها است و مسلما باید این نیروهای کار با یک پلاتفرم با قابلیت بالا به سازمان متصل شوند.

پلاتفرمی که بتواند با استفاده از مواهب روندهای برشمرده شده استایلهای جدید کار کردن و نیازمندیهای کارکنان سازمانها را در عصر دیجیتال پوشش دهد. کارکنان باید بتوانند هر چه بیشتر در مدیریت امور منابع انسانی مربوط به خودشان درگیر شوند و به سازمان بازخورد بدهند. چیزی که بدون تحول دیجیتال امکان پذیر نیست.

تحهیزات و داده ها

آخرین عضو از ارکان سازمان در واقع داراییهای ثابت آن هستند که با IoT تبدیل به عضو حیاتی و زنده سازمانها میشوند. داده‌های تولید شده در اثر گردش عملیات و تعامل با مشتریان، تامین کنندگان، کارکنان گنجینه‌ای ارزشمند برای حیات و رشد سازمان در دوران پسا تحوا دیجیتال خواهند بود.

 

تحول دیجیتال

نتیجه گیری

برای برقراری تعامل یکپارچه و موثر مابین این 4 رکن اصلی هر کسب و کار، یک Digital Core بر اساس بهترین تجارب تجاری Best Practice نیاز داریم تا نه تنها فرآیندهای اصلی سازمانها در بهترین استاندارد صنعت طراحی شوند بلکه بسترهای لازم برای تبدیل شدن سازمان به بخشی از اکوسیستم اقتصاد دیجیتال نیز فراهم شود.

فرار از اردوگاه 14 – رستگاری به سبک کره شمالی

کره شمالی، تاریک ترین کشور جهان

اردوگاههای زندانیان سیاسی کره شمالی دو برابر گولاکهای استالین و دوازده برابر اردوگاههای نازی عمر دارند. هیچ کسی که در آنها به دنیا آمده است فرار نکرده است، هیچکس جز شین دونگ هیوک.

فرار از اردوگاه 14 ، از طریق داستان تکان دهنده حبس و فرار شگفت انگیز شین اسرار تمامیت خواه ترین حکومت جهان را افشا میکند. شین چیزی از وجود تمدن نمیدانست او مادرش را رقیبی برای غذا میدید، نگهبانان او را یک خبرچین بار آوردند و شاهد اعدام مادر و برادرش بود.

این کتاب با تمرکز بر داستان این جوان شگفت انگیز که در امنیتی ترین زندان امنیتی امنیتی ترین کشور دنیا رشد کرده اسرار مخفی این کشور را افشا میکند. فرار از اردوگاه 14 خاطراتی بی نظیر است از یکی از تاریکترین کشورهای جهان. این کتاب داستان تحمل، شجاعت، بقا و امید است.

فرار از اردوگاه 14

بخشی از کتاب فرار از اردوگاه 14

شین به خاطر زندانی بودن در سلول زیرزمینی، بیشتر قدرت و تقریبا تمام توان مقاومتش را از دست داده بود. بازگشتش به کار سخت، ساعتهای طولانی و غذای ناکافی مدرسه، او را به طرز دیوانه کننده ای گرسنه میکرد.

در سالن غذاخوری مدرسه، او مدام در کف سالن دنبال سوپ کلم ریخته شده میگشت، دستش را روی سوپ سرد و کثیف ریخته شده بر کف سالن میکشید و سپس انگشتانش را میلیسید. او روی زمین، جاده ها و مزارع دنبال دانه های قهوه ای برنج، لوبیا یا پهن گاو که حاوی دانه های هضم نشده ذرت بود، میگشت.

 

روندهای تکنولوژی در دنیای امروز و فردا برای کسب کار

بخش اول متن سخنرانی من در همایش سمینار مدیران صنعت پخش کشور در سازمان مدیریت صنعتی در روز 6 بهمن  1395 با موضوع روندهای تکنولوژی

 

نسل سرگردان

این روزهای دنیا شاید سرگیجه‌آورترین روزهایی باشد که تاریخ بشر تجربه میکند و ما شاید تنها نسلی هستیم که در هر دو عصر سنتی و بی‌ارتباطی Disconnectedness و عصر دیجیتال و اتصال Connectedness زندگی کرده‌ایم. قبل از ما هر چه بوده سنتی بوده و بعد از ما هر چه خواهد بود دیجیتال است و فقط این ما هستیم که هم عصر بدون اینترنت و موبایل را دیده‌ایم و هم اینترنت LTE روی گوشی هوشمند خود داریم.

مسلما فیلسوفهای تکنولوژی میتوانند روزها و ساعتها در مدح و یا مذمت تکنولوژی و روندهای تکنولوژی برای ما مقاله بنویسند و سخنرانی کنند اما واقعا به عنوان یک صاحب کسب و کار و شاید ناظر آگاه در دنیای امروز چگونه می توان درک کرد که دنیای پیش روی ما به چه سمت و سویی خواهد رفت و ما چگونه میتوانیم خود را با این روندها همساز و همنوا کنیم.

امیر تقوی

عمده روندهای تکنولوژی در دنیا

به عنوان کسی که از دور دستی بر آتش تکنولوژی دارد سعی دارم به خلاصه‌ترین و کاربردی‌ترین شکل، در حد حوصله کم این روزهای آدمها، مرور سریعی بر روندهای موجود دنیای تکنولوژی که دنیای فردای ما را خواهند ساخت داشته باشیم. به صورت کلی لیست روندهای تکنولوژی که در جهان امروز همه سازمانها و به تبع آن زندگی روزمره آدمها را به چالش کشیده و یا خواهند کشید عبارتند از :

  • Hyper Connectivity

اتصال مدام همه چیز به همه چیز یاHyper connectivity  که با سرعت باور نکردنی خود را به جهان تحمیل کرده است. ظهور و بروز این مفهوم در چهار محور قابل بررسی است.

اول اینکه، متصل بودن همیشگی کسب و کارها و مشتریان آنها به یکدیگر باعث شده است تا با استفاده از OMNI Channels مفاهیم بازاریابی و توسعه محصول به شدت تغییر کند. زمان دستیابی به مشتریان و نوع بازخورد گرفتن و سرویس دهی کاملا متحول شده است و کسب و کارها باید مطمئن شوند که در همه فضاهای ممکن حضور داشته، دیده شده و قابلیت تعامل با مشتریان را دارا هستند.

دوم اینکه، کسب و کارهای مختلف به تبع موقعیت خود بروی زنجیره ارزش، با سرعت زیادی در حال متصل شدن به هم هستند. به عنوان مثال یک میلیون و هفتصد هزار شرکت امروز روی پلتفرم ARIBA با هم در حال تعامل و خرید و فروش هستند. این موضوع عملا منجر به استاندارد سازی فرآیندهای فی مابین، کوتاه شدن سیکلهای زمانی فرایندها و صرفه جوییهای هنگفت در زمان و هزینه شده است.

سوم اینکه، Community های مختلف و متعدد شکل گرفته است. گروه کاربران UBER یا ALIBABA یا Amazoon و امثالهم به ما این اجازه را میدهند تا با وصل شدن به پلتفرم آنها عملا همه کاربران آنها را مخاطب قرار دهیم.

چهارم اینکه، با اتصال ماشینها به یکدیگر، ماشین های امروز میتوانند عملا نه تنها خود را اداره کنند بلکه در تعامل با سایر ماشینها عملا بخش مهمی از پروسه‌های تولید را به انجام برسانند.

چه دوست داشته باشیم و چه از این اتصال روزافزون دل خوشی نداشته باشیم واقعیت این است کهhyper connectivity  در صدر لیست مهمترین روندهای تکنولوژی قرار گرفته و با رشد نمایی، هر روز بیش از دیروز در زندگی همه ما خود را به رخ میکشد.

این موضوع میتواند محل ریسک و یا فرصت باشد. مثلا، فرصت مهمی که با اتصال و دسترسی دائم و بی واسطه به مشتریان خود داریم میتواند موضوع ریسک مهمی هم باشد چون هر کس دیگری هم میتواند به همین کیفیت و کمیت به مشتریان ما دسترسی داشته باشد.

روندهای تکنولوژی اتصال

  • Super Computing

در ساده‌ترین تعریف می توان گفت، Super Computing یعنی طراحی سیستمها و دیتابیسها به گونه‌ای که انجام محاسبات و ذخیره سازی دیتاهای مربوطه با سرعت بیشتر، هزینه کمتر و با دقت بیشتری به انجام برسد.

مسلما سوپر کامپوترها مدت مدیدی است که وجود دارند اما آنچه باعث وجود این مورد در لیست اصلی روندهای تکنولوژی دنیا قرار میدهد این است که این امکانات منحصر به سازمانهای تحقیقاتی و نظامی نیستند و عملا در اختیار همه قرار گرفته‌اند و به این ترتیب عملا مانع مهمی را از پیش روی کسب و کارهای نوپا بر میدارد.

 

رایانش ابری روندهای تککنولوژی

  • Cloud Computing

با تاملی در دنیای کسب و کارهای امروز به نظر میرسد که cloud computing در حال تغییر اساسی در الگوهای فکری کلاسیک است. امروزه همه سازمانهای به روز در دنیا به کلاد به عنوان جزء لاینفکی از معماری سیستمهای خود نگاه میکنند و عمدتا در وحله اول سیستمهایی که مربوط به مزیت رقابتی اصلی سازمان نمیشوند را به کلاد منتقل میکنند.

سیستمهای منابع انسانی، ارتباط با مشتریان و تدارکات از جمله گزینه‌های پررنگ برای انتقال به کلاد هستند. بخش دوم سیستمهایی که به کلاد منتقل میشوند سیستمهای همکاری متقابل Collaborative Systems هستند. این سیستمها بنا به ذات خود که باید محل همکاری و تعامل چند جانبه و در نتیجه قابل دسترس برای همگان باشند. بد نیست بدانیم که امروز بیش از 80 درصد سازمانهای نوظهور در دنیا عملا حتی یک سرور فیزیکی در مالکیت خود ندارند.

امروز در اثر روندهای برشمرده شده، هزینه دستیابی به تکنولوژی بسیار پایین آمده و در دسترس همگان قرار گرفته است. در نتیجه بسیار دیده میشود که یک شرکت تازه تاسیس با تعدادی انگشت شمار کارمند و بدون هیچ زیرساخت تکنولوژی و به صرف ایده‌ای ناب و مدل تجاری منحصربفرد میتواند شرکتهای ریشه‌دار میلیارد دلاری را به چالشهای جدی بکشاند.

 

رباتهای صنعتی روندهای تکنولوژی

  • دنیای هوشمندتر

دنیای هوشمندی که دیروز شبیه یک رویا بود امروز جای خود را به دنیای هوشمندتری داده که عملا یکی پس از دیگری با شاهکارهای خود ما را شگفت زده میکند. المانهای اصلیتر این دنیای هوشمندتر امروزی عبارتند از: سوپر رباتهای هوشمند، چاپگرهای سه بعدی و هوش مصنوعی.

به عنوان مثال شاید دیگر در اقتصاد فردای دنیا، تولید در شرق به صرف پایین بودن هزینه های منابع انسانی مانند گذشته به صرفه نباشد. امروز سوپر رباتهای هوشمند میتوانند کار همان نیروی انسانی را با هزینه کمتر، دقت بیشتر، کیفیت بالاتر و در زمان کمتر به انجام برسانند. در نتیجه میتوان منتظر روند بازگشت غولهای مهاجرت کرده به شرق به سوی دنیای هوشمندتر غربی بود، جایی که سوپر ربات ها ابتکار عمل رو به دست دارند.

چاپگرهای سه بعدی عملا امکان تولید اقتصادی در هر مقیاسی را در هر زمان فراهم کرده‌اند و بزودی انقلاب عظیمی را در حوزه supply chain رقم خواهند زد. امروز شرکتها به جای اینکه سازمان خود را درگیر یک پروسه پیچیده و گرانقیمت خرید و نگهداری کنند به دنبال تولید در لحظه نیاز بوسیله چاپگرهای سه بعدی هستند.

 

فناوری تشخیص چهره Face Recognition از آخرین دستاوردهای هوش مصنوعی است که بر مبنای استفاده از super computing platform ها بیش از پیش کاربردی و مقرون به صرفه شده‌اند.

امروز دوربینها میتوانند در کسری از ثانیه تصویر شما را شناسایی کنند و با جستجوی آنی در دیتابیسهای مختلف هویت شما را تشخیص دهند. در یکی از هزاران مورد استفاده از تکنولوژی تشخیص چهره، زمانی که وارد یک فروشگاه می شوید، سیستم با تشخیص چهره شما فورا خواهد دانست که شما چه کسی هستید، قبلا از چه خدمات و محصولاتی استفاده کرده‌اید و بهترین پیشنهاد برای شما در حال حاضر چه خواهد بود. در واقع شاهد تحول عظیمی در نحوه انجام بازاریابی و فروش در جهان شکل خواهیم بود.

در شکل دیگری از کاربرد این فناوری میتوان به موارد استفاده بی‌شمار و حیاتی آن در تامین امنیت اشاره کرد.

تکنولوژی تشخصی چهره روندهای تکنولوژی

 

  • امنیت دیجیتال

در دنیای سنتی مهمترین رکن برای جامعه بشری موضوع امنیت است و دور از ذهن نیست که رکن اول شکل گیری و حیات در دنیای دیجیتال نیز امنیت باشد.

دغدغه امنیت دیجیتال مانند سالهای گذشته صرفا محدود به جوانان جویای نامی که در اطاق درهم و برهم خود نشسته و برای اخاذی و یا خودنمایی، شبکه داخلی یک شرکت را هک میکنند نیست. جاسوسیهای صنعتی، تلاشها برای رخنه به سیستمهای حیاتی دولتها و تلاش برای بدست آوردن داده‌های رفتاری جوامع از مصادیق ناامنیهای دنیای امروز هستند. امروز ناامنی در دنیای دیجیتال میتواند سرنوشت انتخابات یک کشور را تغییر داده و یا تامین برق یک شهر یا امنیت یک سد را زیر سوال برده و امنیت آدمها را به خطر بیاندازد.

همه آنچه در این گفتار به عنوان عمده روندهای تکنولوژی در دنیای دیجیتال مطرح شد توسط سازمانها و دولتها پذیرفته نمیشوند مگر اینکه پیش از آن دغدغه امنیت را به نحو مقتضی رصد کرده و پاسخهای مناسبی برای آنها داشته باشیم.

ای کاش بفهمیم که نمیفهمیم

آتش سوزی پلاسکو

این دود سیه فام که از بام وطن خاست

ازماست که‌برماست

وین شعله سوزان که برآمد ز چپ وراست

ازماست که‌برماست

جان گر به لب ما رسد، از غیر ننالیم

با کس نسگالیم

از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست

ازماست که‌برماست

مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد

‏و سیاستمدار خوب یعنی همین که مردم از مرگ او نه بخاطر خود او، که بخاطر خودشان متاثر می‌شوند.

photo_2017-01-08_23-43-40

بی شعورهای ضدگلوله و احوال این روزهای سیاست جهان

خوشحالم که خورشید و ماه آنقدر بالا آویزان هستند که هیچکس نمیتواند دست دراز کند و آنها را از آسمان بردارد. اگر اینطور نبود شک ندارم که یک الاغ تغییر شکل داده هوس میکرد که آنها را پایین بکشد و دنیا را با گاز روشن کند.

photo_2017-01-01_19-00-29

تکنولوژی ابزار ارتباط یا قطع ارتباط؟

اریک پیکرزگیل (لینک وبسایت رسمی) هنرمند و عکاس 30 ساله آمریکایی است که مدتی است در قالب یکی از پروژه‌هایش با سوژه گجتهای هوشمند و حضور همیشگی و همه جانبه آنها در زندگی مدرن امروزی و فاصله‌ای که این گجتها بین آدمها بوجود آورده‌اند عکسهایی را منتشر میکند. در این پروژه اریک از مردم خواسته است در حالتهای مختلف استفاده از این گجتها قرار گیرند و سپس آن گجتها را از دستشان گرفته و از آنها خواسته است تا ژست و حالتشان را حفظ کنند. این پروژه وقتی برای اریک آغاز شد که یک روز صبح در کافه‌ای در شهر نیویورک توجهش به خانواده‌ای جلب شد که در حین صبحانه خوردن به جای ارتباط برقرار کردن و با یکدیگر حرف زدن، گوشیهای هوشمند خود مشغول بودند. اریک در دفتر یادداشت خود نوشت: به نظر میرسد که ما به جای استفاده از تکنولوژی برای تسهیل ارتباطات در حال استفاده از آن برای تنهاتر شدن و قطع ارتباط با دیگران هستیم.

cody_and_erica

در دهه شصت صحنه سر کوچه ایستادن پسرهای محل و یا دم در نشستن و سبزی پاک کردن زنهای خانه دار در اکثر شهرها و محلات بسیار رایج و طبیعی بود. در واقع مردم برای وقت گذرانی به این روشها رو می آوردند اما امروز دیگر این صحنه ها قابل مشاهده نیست و در عوض همه مشغول عکس گرفتن و پست کردن هستند. خانمهای خانه دار هم گروههای تلگرام و قرارهای آنلاین را ترجیح میدهند. این موضوع تنها مختص ایران نبوده و در سراسر دنیا به نحو غم انگیزی شایع است به نحوی که هر فرد به طور متوسط 40 بار در روز اکانت شبکه های اجتماعی خود را چک میکند و متوسط زمانی که از اسمارت فون خود استفاده میکند به 5 ساعت در روز بالغ میشود.

 

court_sarah_couch

 

grant

Self portrait of the artist Eric Pickersgill and his wife Angie as they lay back to back while using thier non existant phones. The black and white portrait shows the young couple ignoring each other in bed.

هرزه نگاری، هرزه پسندی و دنیای آنلاین این روزهای ما

یک سوال خیلی رایج این روزهای این است که چرا مردم در فضای مجازی (یکی از غلط‌ترین غلطهای مصطلح این روزها در ایران همین تعبیر فضای مجازی است، من نمیدانم وقتی توییتر و فیسبوک و واتس‌آپ و غیره از انتخاب رییس جمهور آمریکا تا انتخابات مجلس خودمان و الگوی زندگی مردم و رواج تروریسم و همه چیزهای دیگر را تحت تاثیر قرار میدهند و بخش مهمی از اقتصاد دنیا روی بسترهای به اصطلاح مجازی حرکت میکند، آیا دنیای آفلاین مجازی محسوب میشود و یا دنیای آنلاین) به شدت بد دهن، خشن و بی رحم و عوضی شده‌اند؟ چرا کسی مثل امیر تتلو بیش از دو میلیون فالور پیدا کرده در حالی که استاد شجریان که تاج هنر موسیقی کشور هستند هم این تعداد عاشق ندارد. چرا مردم اینقدر سطحی نگر شده‌اند که احمقانه‌ترین خبر مربوط به یک ستاره دست چندم موسیقی یا سینما به سوژه روز جامعه تبدیل میشود در حالی که حوزه تفکر و فرهنگ و هنر به حال خود رها شده‌اند؟

پاسخ در یک چیز است! تحول دیجیتال و حرکت دنیا از آفلاین به آنلاین. این مردم همان مردم هستند. قبلا هم همینقدر بد‌دهن و خشن و بی‌رحم و عوضی بوده‌اند اما قبلا در دنیای آفلاین تعدادشان دقیقا قابل شمارش نبود! قبلا وسعت دید ما به اندازه فامیل و دوست و آشنا بود که عموما تعدادشان از 200 نفر تجاوز نمیکرد و عموما ما باور داریم که خودمان و اطرافیانمان خوبیم، اما امروز بر بستر دنیای آنلاین (تعبیر بهتر به جای فضای مجازی) وسعت دید ما به اندازه میلیاردها نفر شده و همه قاره‌ها را در سرانگشت خود با سرعت نور میپیماییم. قبلا هم مردم آشغال پسند و سطحی بوده‌اند اما دیده نمیشد. مردم امروز که اینستاگرام مد شده طرفدار تتلو نشده‌اند، قبلا هم حضرتش را عاشقانه میپرستیدند اما امکان نمایش و ثبت این موضوع فراهم نبوده است. قبلا هم مردم ژست دوزاری بچه پولدارها پشت بنزهایشان را به آثار هنری و فکری ترجیح میداند، اما آن روزها ابزار ثبت و اندازه‌گیری در کار نبود ولی امروز هست و میبینیم که تعداد لایکهای عکس کامی جان با ژست مکش مرگ ما پشت ماشین ددی خریده‌اشان N برابر شعر جدید یک شاعر معاصر است.

photo_2016-12-28_14-41-52

کسی که به موزه میرفت و کار ونگوک را تماشا میکرد کسانی را میدید که آنها هم به تماشای همان هنر آمده بودند و در نتیجه این حس را میگرفت که مردم هنوز به هنر اهمیت میدهند و برایشان مهم است اما همه آن میلیونها نفری که به دیدن هنر اهمیت نمیدادند را هرگز نمیدید پس آنچه میدید را به جامعه بسط میداد. درست مثل کسانی که در تعطیلات به شمال میروند و در ترافیک 10 ساعته جاده از خودشان میپرسند که اینهمه آدم پولدار در کشور هست بعد همه هم میگویند وضع مردم خراب است!!! صد البته به لطف بسترهای دنیای آنلاین در همان ترافیک حضرات میتوانند عکسهای تکان دهنده قبرخوابها را ببینند و سری به تاسف تکان دهند. آنچه اتفاق افتاده این است که در عصر دیجیتال چیزی از دید کسی پنهان نمی‌ماند هر چه هست روی دایره و در معرض دید است و چون حجم پستی و دنائت و حماقت در دنیا به مراتب بیش از فهم و درایت و آگاهی است در نتیجه آنچه بر بستر دنیای آنلاین بیشتر به چشم میآید همین است و بس.