عالیجناب اصغر فرهادی

فروشنده اصغر فرهادی

خشونت، سکس و قهرمان سازی عوامل جذابیت و موفقیت در سینمای دهه های اخیر دنیا بوده اند و این هر سه این عامل در سینمای ایران امکان بروز و ظهور ندارند در نتیجه سینمای ایران در غیاب جلوه های ویژه میلیون دلاری و قهرمانهای همه فن حریف تبدیل به سینمای داستان گو و قصه پرور شده است. طرفه اینکه هر موضوعی هم نمیتواند برای ساخت فیلم انتخاب شود و هزار محدودیت و خط قرمز رسمی و غیر رسمی هم حاکم است.

در این میان اما امروز تنها سینمایی که نه در گیشه بلکه در جلب توجه و درخشش در عرصه جهانی هماورد سینمای هالیوود است سینمای داستان گوی ایران است، با فیلمهایی که بودجه اشان به اندازه هزینه تنقلات و میان وعده های صرف شده در حین ساخت یک فیلم هالیوودی هم نیست.

 

اینکه یک صبح اسفند ماه از خواب بیدار شوی و ویدیویی انوشه انصاری را ببینی که پیام اصغر فرهادی را بعد از برنده شدن اسکار دوم او میخواند لابد یک اتفاق تاریخی است.

اسنپ آمریکایی نابود باید گردد!!!

دیدن این ویدیو از اعتراض تاکسی داران به اسنپ و تپسی حسابی کفرم را درآورده بود و میخواستم چیزی بنویسم اما هر جور فکر میکردم سر و ته موضوع بهم نمیرسید و یا وارد معقولاتی میشد که جایش اینجا نیست. تا اینکه دیدم محمد رضا شعبانعلی در روزنوشته ها و محمدرضا یزدانپرست در خبرآنلاین چقدر عالی به مطلب پرداخته اند.نوشته آقای یزدانپرست را ضمن تشکر از ایشان به اضافه چند عکس ذیلا آورده ام.

شاید برای نسل حاضر خنده دار باشد اما همین بیست سال پیش، “پیک”داشتن یک پیتزافروشی از مظاهر مدرنیته محسوب می شد، برای چلوکبابی ها که اصلا سوسول بازی بود و زشت.نمیدانم چرا آن روزگار، فست فودفروشی ها بدون پیک، جلوی مجلسی… جایی… تجمع نکردند و شعار ندادند که “پیک داشتن و این قرتی بازی غربی/نابود باید گردد”؟!

اعتراض به اسنپ

شاید برای خود ما هم یک دهه پیش، خنده دار بود اما الان، آنلاین، در سایت کله پزی، مغز و زبان و چشم را سفارش می دهید و هر ساعتی خواستید، داغ داغ، برایتان می آورند هر جا که خواستید. نمی دانم چرا کله پزی های بدون سایت و آفلاین، نمی روند جلوی مجلسی… جایی… تجمع کنند و شعار بدهند که “سفارش اینترنتی مزدور/نابود باید گردد”؟!

اعتراض به اوبر

تازه این دو نمونه، توجیه عقلی و فنی دارد. نمونه حسی و عاطفی می خواهید؟بفرمایید!

بعضی رستوران ها ابتکار به خرج داده اند و بیست گرم ارزن (که کلا هزار گرم آن، 3هزار تومان است) را در پاکت کوچکی با آرم و تلفن رستورانشان، روی سفارش غذای مشتری می گذارند و تبلیغ خودشان را با شعاری ضمیمه می کنند که “در این فصل سرد، به فکر پرندگان هم باشیم”. وقتی مشتری غذای خودش را که خورد و ارزن ها را پشت پنجره ریخت و فردایش، با بق بقوی کبوترها از خواب بیدار شد، آن رستوران کاری با دل شما کرده که ناخودآگاه، دل و پایتان دوباره شما را به آنجا خواهد برد. نمی دانم چرا رستوران های بی ارزن، نمی روند جلوی مجلسی… جایی… تجمع کنند و شعار دهند که “این کلک عاطفی زدن ها و حامی حیوانات بودن ها/تعطیل باید گردد”؟!

اعتراض به اسنپ

نسخه پی دی اف کتابها در تلگرام در دسترس است و تیراژ و فروش کتابها زمین خورده. نسخه پی دی اف روزنامه ها در تلگرام هست و تقریبا تمام نشریات، اکثر محتوای چاپی شان را در کانال تلگرامی شان قرار می دهند در نتیجه تیراژ و فروش مطبوعات به شدت پایین آمده. تلویزیون-جدا از مسائل ایدئولوژیک- در افت تعداد بینندگان، روبروی برنامه های اینترنتی شکست عجیبی خورده و نمونه های بسیار دیگر. ولی مگر ناشران و اهالی مطبوعات و کارمندان تلویزیون رفته اند جایی و تجمع کرده اند که “بساط تلگرام/نابود باید گردد”؟!

اعتراض به اوبر

هنوز جامعه شناسان و اقتصاددانان و فلاسفه نتوانسته اند دلیلی منطقی بیابند که چرا رانندگان آژانس، جلوی مجلس تجمع کرده اند که “نرم افزار نفوذی/نابود باید گردد” و “اسنپ آمریکایی/تعطیل باید گردد”!! با زبان بی زبانی و حتی انگار با زبان بازبانی، می گویند:

  • گران می گیریم که می گیریم. باید مشتری ها بپردازند.
  • وقتی هم ماشین نداریم،خب نداشته باشیم. مشتری ها باید منتظر بمانند.
  • خدمات خاص هم که ارائه نمی دهیم،خب ندهیم. همینی که هست.
  • رقیب هم نباید داشته باشیم؛ اصلا رقیب یعنی چی؟!

تاکنون یک بار هم از اسنپ و تپسی استفاده نکرده ام اما حتی یک بار هم نشنیده ام که اطرافیان و دوستانم که استفاده کرده اند، حتی یک نکته منفی بگویند و حتی یک نمونه نارضایتی داشته باشند.

ما برای نوآوری های مدرن، مهیا نیستیم؛ حالا هرچقدر ظاهرمان و ابزارهای مورد استفاده مان، مدرن باشد.از این گذشته، برای رقابت هم آموزش ندیده ایم؛ میدان بی رقیب را ترجیح میدهیم چون قواعد بازی رقابتی را نیاموخته ایم. به جای رشد و ارتقای خودمان، اولین راهکار را “حذف رقیب” می دانیم در حالی که فرهنگ اجتماعی پیشرو، تشنه رقیب قدرتمند است چون باور کرده، اگر حریف، ضعیف باشد، اول خودش ضعیف می شود و ضعیف می ماند پس هرچه رقیب، قدرتر، خود من قوی تر.

و از این دو گذشته، توقعات مان، متناسب با بضاعتمان نیست. نتیجه می شود اینکه ناکامی را به گردن دیگران می اندازیم و مقصر و علت را در جایی بیرون از خویش می جوییم.

خرید یا تولید ERP مساله این است!

در گذر زمان

در پانزده سال گذشته سازمانهای بسیاری را به عنوان مشتری ملاقات کرده و بعضا وارد بحثهای جدی و پیچیده ای شده ایم، که گذر زمان بعدا درستی و یا نادرستی مواضع طرفین را مشخص کرده است.

یکی از این بحثهای بسیار داغ این بوده است که آیا سازمانها باید به دنبال تولید (سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی) ERP مختص خود باشند و یا باید از سیستمهای خارجی استفاده کنند. این موضوع در عالی ترین سطوح سازمانهایی بسیار بزرگ و مهم کشور مطرح شده و بارها و بارها چنانچه در اینجا نوشته ام آزموده شده است.

ERP

اندر حکایت مدیران سه لتی و جناب آیلان ماسک

این بار اما در یک جلسه یکی از مدیران (به قول رضا امیر خانی) سه لتی، که سابقه من در این حوزه و مواضعم را میدانست انگار که سالها انتظار این لحظه را میکشید، خبر تهیه نرم افزار ERP داخلی شرکت تسلا توسط CIO این شرکت را که پرینت گرفته بود، فاتحانه جلوی من انداختند و فرمودند که: ای انسان گمراه، بر سر عقل بیا! ببین حتی تسلا و ایلان ماسک هم حرف ما را تایید کردند و تو پدر سوخته ۱۵ سال است که ما را مسخره میکنی!!!

واقعا مانده بودم در این که تراکتور را روشن کنم و از روی عالیجناب عبور کنم، یا اینکه کظم غیظ کنم و بی خیال ماجرا بشوم. نهایتا تراکتور درونم فعال شد و با سرعت 120 کیلومتر در ساعت به حرکت در ـمد.

خدمت حضرتش عرض کردم که: ای بزرگوار جنابعالی درست میفرمایید و قطعا ایلان ماسک و تیمش راه درستی را رفته اند اما، جسارتا اندک تفاوتی این وسط هست که شاید بد نباشد خاطر ملوکانه به آن توجه فرمایند.

آیلان ماسک

این آقایی که شما تصمیمش را دلیل بر درستی مواضع خود گرفته اید، قبل از اینکه به این تصمیم برسد با ۲۸ هزار دلار از پول پدرش شرکت ZIP2 را تاسیس کرد، که بعدا آنرا ۳۰۰ میلیون دلار فروخت! بعدتر Paypal را تاسیس کرد و در سال ۲۰۰۲ این شرکت را به یک و نیم میلیارد دلار به eBay فروخت!

بعدترتر SpaceX را تاسیس کرد که پیشروترین شرکت هوا و فضایی خصوصی جهان است! این وسطها هم از سر بیکاری و کنجکاوی شرکت تسلا را به عنوان اولین شرکت موفق جهان در تولید انبوه خودروی درست و حسابی برقی و کاملا هوشمند به دنیا معرفی کرد! برای اینکه پسر خاله اش احساس تنهایی نکند، Solarcity را راه انداخت که بزرگترین تولید کننده انرژی خورشیدی در آمریکا است! Hyperloop و OpenL را هم به شما تخفیف میدهم که مشتری بشوی. حضرتعالی و سایر دوستان در کارنامه خود چی کرده اید جز هدر دادن پول نفت؟

برای اینکه بتوانیم بگوییم که SAP و سایر غولهای تولید سیستمهای مدیریتی نمیفهمند چکار دارند میکنند و یا سیستمشان به درد ما نمیخورد، باید اقلا نصف این بابا دستاورد داشته باشیم والا شاید بد نباشد، مانند Microsoft که بعد از کلی سر و کله زدن با خودش رفت و سیستم منابع انسانی Success Factor را از SAP برای استفاده داخلی خرید، (لینک خبر) دهانمان را ببندیم و حرف اضافه نزنیم. وقتی مایکروسافت که خود در حوزه تولید سیستم مدعی است به برتری یک سیستم دیگر گردن مینهد دیگر واقعا هر چیز دیگری صرفا یک شوخی بیمزه محسوب خواهد شد.

ضمنا تولید خودروهای هوشمند و برقی که با مشخصاتی که تسلا تولید میکند، در هیچ شرکتی دیگری اتفاق نیافتاده و مسلما Best practice مورد نظر در این حوزه هم نزد کسی به جز خود تسلا نمی تواند باشد و در نتیجه کاملا منطقی است که خود تسلا باید برای خودش برنامه ریزی کرده و سیستم بنویسد نه کس دیگری! والا اگر قرار بود تسلا هم فوقش پژو ۲۰۶ تولید کند شاید بد نبود مثل سایر ۶۳۰۰ خودروساز دیگر جهان به سراغ SAP برود.

erp

وانگهی مگر ۸۰ میلیون دلار پول بی زبان را به پژوهشکده انرژی ندادیم تا برای صنعت نفت ERP بنویسد؟ مگر ۱۰ سال طول نکشید که بفهمید که پولتان سوخت که هیچ، آبرویتان که رفت که هیچ، ده سال هم صنعت را عقب انداختید! این حضرات اگر گفتند خودمان انجام میدهیم در ۴ ماه هم انجام دادند نه اینکه در ۱۲۰ ماه تازه بفهمند که نمیتوانند کار را انجام دهند.

خلاصه دردسرتان ندهم، به دلیل اینکه نمیخواهم فیلتر بشویم، از بیان سایر جزییات معذورم، اما شاید بد نباشد یکبار دیگر تکرار کنیم که، هیچکس منکر توان داخلی در برنامه نویسی و توسعه نرم افزار نیست اما، باید توجه داشت که یک سیستم ERP صرفا یک نرم افزار نیست، بلکه دانش و تجربه مختص هر صنعت و  best practice های موجود در سطح جهان است که، در قالب یک نرم افزار عرضه میشود. شما نمیتوانید وقتی تقریبا همه بزرگان صنایع بالغ و شکل گرفته ای مانند نفت و گاز و یا معدن در همه جای جهان از SAP به عنوان Digital Core خود استفاده میکنند حتی تصور کنید که با صرف هر زمان و هزینه ای بتوانید یک سیستم داخلی مختص خودتان را توسعه دهید.

روزگاری بود که ما به دنبال توجیه منافع یکپارچگی در سطح سازمانها و استاندارد سازی بودیم اما امروز تجارتهای عمده دنیا با سرعتی خیره کننده در حال یکپارچه شدن هستند و شاید برای جزیره ای فکر کردن در کلان تجارت هم خیلی دیر باشد.

جواد ظریف و شاهکارهای سخنرانی آقای سفیر

عمیقا معتقدم که مهم نیست چه کاره باشی بلکه مهم این است که در کار خودت بهترین باشی و یا اقلا بهترین ورژن خودت را به نمایش بگذاری. اصلا بد نیست که یک آشپز باشی به شرط آنکه یک آشپز کاربلد باشی. یک پارک بان کاربلد حتما از یک مهندس بی عرضه یا کم عرضه برای این دنیا ارزشمندتر است همانطور که یک مسئول دفتر یا منشی که بلد است چگونه بار از روی دوش رییسش بردارد حتما مهمترین دارایی کاری رییس خود خواهد بود.

به بهانه کنفرانس امنیتی مونیخ 2017

جواد ظریف بی شک مظهر کاربلدی و درایت و پختگی در کار خود است. مستقل از اینکه مواضع سیاسی که ایشان از آن دفاع میکند مورد قبول ما باشد یا خیر، طرز دفاع ایشان از این مواضع و مهارت بی نظیرشان در سخنرانی و تحت تاثیر قرار دادن شنوندگان واقعا ستودنی است.

جواد ظریف

شخصا از اینکه چنین دیپلمات کارکشته و ماهری سکان سیاست خارجی کشورم را در دست دارد خوشحالم و امیدوارم تاریخ این کشور ادای دینی مناسبی به ایشان داشته باشد. (تقریبا مطمئنم در نسل حاضر مردم و سیاست مداران، ایشان و نقشی که دارند به زیر ابر سیاست خواهد رفت).

دو ویدیوی زیر از سخنرانیهای ایشان در دفاع از سیاستهای دفاعی کشور واقعا مو بر اندام شنونده راست میکند.

 

در ثانیه 65 این ویدیو شاهکار ظریف در تشریح موقعیت ایران برای دفاع از کشور در زمان حمله عراق هر بار اشک را پشت پلکهای من میآورد، آنجا که میگوید وقتی ما زیر بمباران شیمیایی صدام بودیم باید برای گرفتن ابزار دفاعی به کشورهای دیگر التماس میکردیم.

شاید برای نسل حاضر و نسلهای آتی درک اینکه آن روزها چه رنگی بودند بسیار دشوار باشد اما آنچه ظریف  میگوید بی شک واقعیتی است انکار ناپذیر که زندگی میلیونها نفر را برای همیشه تغییر داد.

تسلط بی نظیر جواد ظریف به زبان انگلیسی و نحوه استدلال و ورود به بحث همچنین فراز و فرودهایی که در سخنرانی دارد واقعا زیبا، آموزنده و دوست داشتنی هستند. تجربه شخصی او در مواجهه به دبیر کل سازمان ملل در مورد حملات شیمیایی صدام به ایران و تاکید او بر اینکه دنیا میخواهد فراموش کند که در 8 سال جنگ بر ایران چه گذشت واقعا شاهکار است.

نفرین منابع و نفحات نفت

در تحلیل بسیاری از فروبستگیهای اقتصادی و اجتماعی در بسیاری از نقاط جهان دچار چرخه باطلی هستیم که شاید برای درک آن بد نباشد به پدیده ای به نام Resource Curse نگاهی بیاندازیم.

در علم اقتصاد مفهومی به نام نفرین منابع یا Resource Curse وجود دارد که توضیح میدهد که چطور مردم برخی کشورها با منابع عظیم زیرزمینی مانند نفت و گاز و فلزات گرانبها و غیره به جای زندگی در رفاه و آسایش گرفتار بدبختی و جنگ و سوءمدیریت و فلاکت میشوند. اصطلاحا گفته میشود که این کشورها به نفرین منابع زیرزمینی دچار میشوند.

نفرین منابع

خلاصه چیزی که به آن نفرین منابع گفته میشود این است که درآمدهای ناشی از این منابع باعث میشود تا قدرت سیاسی ارزشمندتر و مهمتر شود و در نتیجه سیاستمداران دچار فساد برای دست یابی و حفظ قدرت میشوند. از سوی دیگر وقتی اتکای اصلی اقتصاد به درآمدهای ناشی از منابع زیر زمینی باشد نوسانات قیمت این منابع باعث میشود تا برنامه ریزی بلند مدت برای اقتصاد ناممکن شود. همچنین پول حاصل از صادرات این منابع باعث تقویت ارزش پول ملی به صورت مصنوعی شده و در نتیجه سایر بخشهای اقتصاد توان رقابت خود در بازارهای صادراتی را از دست میدهند.

در واقع در این کشورها مردم و دولت بیشتر از آنکه به فکر ساختن چیزی روی زمین باشند، به فکر درست کردن سوراخ گشادتری به زیر زمین میگردند و این سیکل باطل دائما اوضاع را خرابتر میکند.

البته کشورهایی هم هستند که با درک صحیح از موضوع و برخورداری از منابع عظیم زیرزمینی اسباب توسعه و پیشرفت کشور خود را فراهم آوردهاند. این کشورها با حذف کامل درآمدهای زیر زمینی از چرخه اقتصاد و پس انداز و سرمایه گذاری کردن آن نه تنها اقتصاد پویایی برای امروز خود رقم زده‌اند بلکه ذخایر هزار میلیارد دلاری هم برای آیندگان خود به جا گذاشته‌اند. در ایران هم صندوق ذخیره ارزی و صندوق توسعه ملی با همین هدف تشکیل شدند.

نفحات نفت نفرین منایغ

رضا امیر خانی در کتاب نفحات نفت به تاثیرات اقتصاد نفتی در بخشهای مختلف اقتصاد و اجتماع و فرهنگ و سیاست پرداخته و با قلم تند و تیز خود تصویر روشنی از آنچه به نفرین منابع مشهور است پیش چشم ما میگذارد.

“شنیده‌ ام که ستاره دریایی اگر بازویش زیر سنگ گیر بیافتد، از خیر بازو میگذرد و آن را قطع میکند اما این مال وقتی است که ستاره بیم داشته باشد از خطر …. دولت تا نفت دارد خطری تهدیدش نمیکند! این گونه اقتصاد دولتی و مدیر سه لتی شکل میگیرد.”

بخشهایی از این کتاب را در گفتگو با رادیو مذاکره چند سال پیش با مجمدرضا شعبانعلی مرور کردیم که شنیدن دوباره اش شاید خالی از لطف نباشد.

 

بیست نکته از Big data و روندهای مرتبط در عصر دیجیتال

  • big data
  • حجم دیتا به شکل دیوانه‌واری در جهان در حال افزایش است. در دو سال اخیر به اندازه کل تاریخ بشر دیتا تولید شده است.
  • قبل از سال 2020 به ازای هر انسان روی کره زمین در هر ثانیه 1،7 مگابایت داده جدید تولید خواهد شد.
  • تا سال 2020، مجموع دیتا تولید شده در جهان به 44 تریلیون گیگا بایت (44 زتابایت) خواهد رسید.
  • در هر ثانیه 40 هزار جستجو فقط در گوگل انجام میشود.
  • در ماه آگوست سال 2015 رکورد استفاده از فیسبوک به 1 میلیارد نفر در روز رسید.
  • کاربران فیسبوک در هر دقیقه 33 میلیون پیام رد و بدل کرده و دو میلیون و هفتصد هزار ویدیو می بینند.
  • رشد تولید محتوای ویدیویی و عکس خیره کننده است. در هر دقیقه تقریبا 300 ساعت ویدیوی جدید فقط در یوتیوب بارگذاری میشود.
  • سال گذشته حدود 1،4 میلیارد اسمارت فون به فروش رسید.

big data

  • تا سال 2020 تعداد دارندگان اسمارت فون به بیش از 6 میلیارد نفر خواهد رسید.
  • تا 5 سال آینده حدودا 50 میلیارد وسیله هوشمند به یکدیگر متصل خواهند شد.
  • تا سال 2020 اقلا 30درصد از دیتای تولید شده از طریق Cloud جابجا خواهد شد.
  • شبکه های به هم پیوسته از کامپیوترها که با اشتراک سخت افزارهایشان روی Cloud انجام محاسبات پیچیده را ممکن میکنند، رواج بیشتری خواهد یافت.
  • بازار Hadoop (نرم افزار متن بازی که امکان اشتراک منابع را برای کامپیوترها ایجاد میکند) در هر سال رشد خیره کننده‌ای خواهد داشت.
  • با انجام Integeration های مناسبتر در روند جریان دیتا در سازمانها، صنایع قادر به صرفه جویی زیاد در هزینه های خود خواهند شد. برای مثال، تنها در صنعت سلامت، با یکپارچه سازی صحیح سیستمها در جهان میتوان تا 300 میلیارد دلار صرفه جویی نمود.

big data

  • کاخ سفید پروژه تحقیقاتی خود را برای درک هر چه بهتر Big data توسط دولتمردان به ارزش 200 میلیون دلار آغاز کرده است.
  • برای هر شرکت معمول از لیست fortune 1000 (لیست شرکتهای برتر جهان) تنها افزایش 10 درصدی در دسترسی و آنالیز دیتا میتواند در سال 65 میلیون دلار درآمد بیشتر به ارمغان بیاورد.
  • خرده فروشانی که با استفاده بتوانند به درستی از Big data استفاده کنند قادر به افزایش چند برابری حاشیه سود عملیاتی خود خواهند بود.
  • بیش از هفتاد درصد سازمانها در جهان برنامه ای مصوب برای به خدمت گرفتن Big data دارند.
  • در حال حاضر تنها کمتر از نیم درصد دیتای موجود مورد بررسی و تحلیل توسط سازمانها و شرکتها قرار گرفته است.
  • لطفا سعی کنید بفهمید که دیتا مهم است!!!

نروژ ،کشوری که پا در زمین و سر در آسمان دارد

درباره نروژ

نروژ یکی از کشورهای حوزه اسکاندیناوی و با مساحتی بالغ بر 390 هزار کیلومتر مربع (کمتر از یک چهارم ایران) و جمعیت بالغ بر 5 میلیون نفر در شمال قاره اروپا واقع شده است. این کشور یکی از زیباترین طبیعتهای کره زمین را دارد و مردم نروژ با درآمد سرانه بالغ بر 52 هزار دلار پس از قطر، لوکزامبورگ و سنگاپور چهارمین مردم ثروتمند دنیا هستند. (لیست ثروتمندترین کشورهای جهان).

چرا نروژ

صدر نشین مطلق همه خوبیها

نروژ برنده بیشترین تعداد مدال از المپیک زمستانی بوده و تقریبا تمام برق مورد نیازش را از طریق هیدروالکتریک تامین میکند. این کشور دارای 1000 میلیارد دلار ذخیره ارزی ناشی از درآمدهای نفتی است چون هرگز پول نفت را وارد چرخه اقتصاد خود نمیکند. برای درک بهتر از این عدد کافیست این مبلغ را به تعداد جمعیت این کشور تقسیم کنید. در واقع اگر امروز دولت نروژ تصمیم بگیرد همه دخایر ارزی خود را بین همه مردم کشورش تقسیم کند به هر نروژی حدودا دویست هزار دلار خواهد رسید!

نروژ دارای رتبه اول جهانی در شاخص توسعه انسانی ،شاخص زندگی بهتر، شاخص رفاه لگاتوم، شاخص راستکرداری عمومی ، شاخص مردم‌سالاری، شاخص آزادی‌های سیاسی و سرانه کل هزینه‌ بهداشت در جهان میباشد.

نروژ

 

شفافیت کریستالی

در یک اقدام تحسین برانگیز، دولت نروژ اظهارنامه های مالیاتی همه شهروندان از ماهیگیر سامی گرفته تا پادشاه و نخست وزیر را بر روی یک وبسایت و در دسترس عموم قرار داده است. این اقدام در راستای شفافیت اقتصادی و اطمینان بخشی به مردم برای سلامت دولت و نظام مالی کشور است. (لینک وبسایت شفاف سازی دولت نروژ)

 

یک داستان از نروژ

بانک استوربرند که در نروژ و سوئد فعالیت میکند برای رفاه حال مسلمانان مقیم این کشورها اقدام به ارائه وامهای مسکن حلال کرده است.

ظاهرا مسئولین بانک در بررسیهایی که داشته‌اند به این نتیجه رسیده بودند که در بازار مسکن این کشورها تقاضایی ارضا نشده برای دریافت وام بدون بهره از سوی مسلمانان وجود دارد. در واقع مسلمانان متقاضی کسانی بودند که در اجرای قوانین دین اسلام از دریافت وامهایی مسکنی که واجد پرداخت بهره بودند (منظور از بهره عددی مابین 3 تا 5% است) خودداری میکردند و در نتیجه نمیتوانستند صاحب خانه شوند.

 

بانک نروژی

این بانک نروژی با ابداع مدلی مبنی بر خریداری مشترک واحد مسکونی از سوی متقاضی و بانک و سپس پرداخت اقساطی و بلند مدت سهم بانک از سوی متقاضی تسهیلات و نهایتا انتقال ملک مورد نظر به متقاضی مشکل را حل کرده است.

در بیانیه این بانک آمده است ما میخواستیم ببینیم که چقدر تقاضا برای تسهیلات مبتنی بر شریعت اسلام وجود دارد و چطور میتوان به کسانی که به دلیل اعتقادات مذهبی از دسترسی به سیستم اعتباری معمول محروم هستند برای صاحبخانه شدن کمک کرد. این مقام مسئول از اینکه مسلمانان حاضر به پرداخت کارمزدهای سنگین این روش که هزینه آنها بیش از نرخ معمول بهره میباشد ابراز تعجب کرد.

پانوشت: شاید گاهی بد نباشد دهانمان را ببندیم و نگاهی به اطراف بیاندازیم!

تنهایی در عصر دیجیتال ،معرفی پروژه لیدا

تنهایی، انتخاب یا نتیجه محتوم یک روند؟

تنهایی تبدیل به یکی از چالشهای اساسی بشر در قرن بیست و یکم شده است. بر اساس تحقیقات صورت گرفته از سوی سازمان سلامت روان انگلستان، از هر 10 انگلیسی یکی به بحران شدید تنهایی دچار است و تحول دیجیتال که امروزه جوامع شهری را با سرعت خیره کننده به پیش میبرد اوضاع را بدتر هم میکند. با پیشرفت جوامع دیجیتال و توسعه کاربردهای تکنولوژی هر روز سهم بیشتری از عمر ما به صورت آنلاین زندگی میشود.

تنهایی در عصر دیجیتال

هر روز تعداد بیشتری از آدمها دورکاری میکنند و از جوامع بشری ایزوله تر میشوند. ایجاد اروپای بدون مرز هم به توسعه دورکاری در این قاره کمک شایانی کرده است به نحوی که کار کردن در سایر کشورها، دیگر به اندازه قبل غیر معمول نیست و این خود به تنهایی و دور از خانواده بودن آدمها کمک میکند.

 

تنهایی در عصر دیجیتال

پروژه لیدا

پروژه تنهایی در عصر دیجیتال یا لیدا Loneliness in the Digital Age (LiDA)  (لینک وبسایت پروژه) یکی از پروژه های ملی دولت انگلستان است که سه سال پیش با مشارکت چندین دانشگاه و سازمان بزرگ با دو هدف عمده طراحی شده است:

  • انجام پژوهش برای به تصویر کشیدن تجربه تنهایی و نحوه روبرو شدن با آن در گروه‌های از افراد که در معرض ریسک تنهایی قرار دارند از طریق تحقیقات کمی و کیفی
  • ارزیابی و بررسی آثار فناوریهای دیجیتالی که مورد استفاده افراد مورد آزمایش برای پر کردن تنهایی خود قرار میگیرند از طریق مشابه سازی و طراحی آزمونهای تعاملی

این پروژه به بررسی تجربه های بشر در تنهایی‌های عصر حاضر و نقش تکنولوژیهای دیجیتال در تشدید و تعمیق آن پرداخته و مشتمل بر تحقیقات متعدد کمی و کیفی خواهد بود که بر گروههای از افراد که در معرض ریسک تنهایی قرار دارند انجام میشود. در این پروژه طراحی تعاملات انسان و کامپیوتر برای بررسی آزمایشگاهی فناوریهای دیجیتال جدید مد نظر خواهد بود.

رهبری پروژه به عهده تیم تحقیقاتی دانشگاه Loughborough و با مشارکت دانشگاههای Bath و Newcastle و Exeter و Lincoln خواهد بود.

پانوشت: شاید بد نباشد که اندکی تامل کنیم. در شرایطی که دولتهای توسعه یافته در پی شناخت لوازم زندگی بشر در عصر دیجیتال و ایجاد زیرساختهای فکری و اجتماعی آن هستند دولت ما هنوز هم در پی لزوم بررسی ممنوعیت یا آزاد بودن فضای مجازی (منظور دنیای آنلاین است) است. ده سال دیگر که مشکلات ناشی از این تحول دیجیتال در همه جای زندگی و جامعه خود را نشان داد شاید خیلی دیر باشد.

تمام ناتمام من

پالت

تلویزیون ندیدن حسنهای بسیاری دارد اما از معایبش هم این که گاهی چیزهای زیبایی را از دست میدهی!

امروز در حال رانندگی در نم باران و مه با سرعت زیاد بودم و این آهنگ کلا دنیای من را به تسخیر خودش درآورده بود. به مقصد که رسیدم برای دوستان از حظ وافر و کشف بزرگم تعریف کردم که ای کاش نمیکردم! ظاهرا این نوای زیبا، آهنگ تیتراژ یک سریال معروف است و من آخرین نفری بودم که آنرا میشنیدم. به هر حال اینجا قرارش میدهم برای ثبت خاطره یک دلتنگی و تنهایی در اتمسفری بی نظیر. مرسی از دوست عزیزی که این شادی را وام داد.

تو بیا ای یار دیرین تو بیا ای شور شیرین که به صحراها و دریاها بباریم
تو بیا ای باد و باران به تنه خشک خیابان شاخه ای از باغه فرداها بکاریم

تو بیا با هم دوباره در شبه سرخ ستاره آسمانی از کبوترها بپاشیم
تو بیا ای خنده ی دور در سحرگاهان پر نور سرخوشو خندان لبو دیوانه باشیم

تمام کهکشان نشانه از تو دارد زمان بدون تو سر گذر ندارد
جهان به اعتبار خنده ی تو زیباست بهشت من همین دقیقه ها همینجاست

تو بیا با من نگارا تازه کن هوای ما را تو بیا ای جان که با تو بزنم دل را به دریا
تو بیا ای یار دیرین تو بیا ای شور شیرین تو بیا تا شب دوباره سر زند ماه و ستاره

تمامه کهکشان نشانه از تو دارد زمان بدونه تو سر گذر ندارد
جهان به اعتبار خنده ی تو زیباست بیا تمام ناتمام ما همینجاست

 

بردگان عصر دیجیتال

مکاشفه در آرایشگاه

چند ماه پیش با بستن اکانت اینستاگرام و فیسبوک و امثالهم عملا از دنیای آنلاین اجتماعی خارج شدم و چقدر از بابت این تصمیم که آنرا روی صندلی آرایشگاه گرفتم خوشحالم.

آن روز شاگرد سلمانی که جوانکی بیست ساله بود داشت با آب و تاب برایم از زندگی شگفت انگیزDan Bilzerian  (این شازده فرزند یکی از دلالان مشهور وال استریت، قمارباز قهار و علاقمند شدید به معاشرتهای آنچنانی با خانمهای زیبارو و از خودش جوانتر است! این حضرت والا بالای بیست میلیون فالوور در اینستاگرام دارد و پیوسته مردم دنیا را به تماشای زندگی آنچنانی اش دعوت میکند.) تعریف میکرد و با شکوه و ناله از وضع زندگی خودش در مقایسه با ایشان مصرانه میخواست به من بقبولاند که این کاری که ما در ایران میکنیم اسمش زندگی نیست و آنچه هست نزد این آقای دن است و بس.

بردگان عصر دیجیتال- دن

در شگفت بودم که این مقایسه شگفت انگیز چرا و چگونه شکل گرفته است که باعث این حجم از نارضایتی و حسرت نزد این جوان بخت برگشته شده است که ناگهان به نظرم آمد پنداری که خودم هم به نوعی درگیر همین بازی احمقانه هستم. بازی در معرض یادآوری دائمی نداشته ها بودن. بازی دیدن یک جز از هر چیز و قضاوت در مورد کل فلسفه آن مفهوم. بازی سطحی بودن و رقابت در هر چه مبتذل بودن.

خواستگاری از دختر ترامپ، دستاورد عصر دیجیتال برای ما

واقعیت این است که عصر دیجیتال چیزهایی را پیش چشم ما میگذارد که قبلا هرگز نمیدانستیم و ندیده بودیم و علیرغم ندانستن و ندیدن آنها زندگیمان هم بسیار خوب بود، اما این جام جهان بین، امروز ما را بیش از پیش در معرض دیدن چیزهایی قرار میدهد که هرگز نداشته و نخواهیم داشت و این همه نداشته ما که حجمش به اندازه همه دنیا بزرگ شده است، در مقابل داشته های اندک ما، زندگی را به کام ما تلخ کرده است.

اینستاگرام

قبل از عصر دیجیتال این شاگرد سلمانی طفل معصوم حداکثر معاشرتش با اطرافیان خودش بوده و داشته ها و نداشته هایش هم در معرض آزمونهایی هم سطح قرار داشته است، اما امروز خیلیها خودشان را با شوهر ایوانکا ترامپ مقایسه میکنند و از اینکه داماد ترامپ نشده‌اند احساس میکنند حقشان خورده شده است. چرا؟ به صرف اینکه میتوانند او را در فیسبوک و یا اینستاگرام ببینند و برایش لایک یا فحش بفرستند.

شخصا اعتراف میکنم که خروج از اجتماع آنلاین به طرز محسوسی روی سطح رضایتم از زندگی تاثیر داشته است. به نظر میرسدکه عکسها و محتواهایی که عمدتا مصنوعی تولید شده و فقط کسر بسیار کوچکی از زندگی آدمهای دیگر را شبانه روز پیش چشم ما میگذارد، فقط و فقط ما را ناشادتر و ناراضی‌تر میکند.

بردگان عصر دیجیتال

از طرف دیگر به نظر میرسد که آدمهای عصر دیجیتال برای جذابتر و خواستنی‌تر شدن در اجتماعهای آنلاین باید تن به قواعد این جوامع بدهند و این قواعد هرگز در راستای ارتقا آدمها به سطح بالاتر از آگاهی و شعور طراحی نشده‌اند.

مغز بردگان عصر دیجیتال

ظاهرا هر یک از ما موظفیم با حضور در شبکه های اجتماعی پروفایل خودمان را به عنوان یک برده دیجیتال در اختیار صاحب پلتفرم گذاشته تا با بررسی رفتارهای جمعی و فردی ما بتوانند در اقتصاد و سیاست و امنیت دست بالا را داشته باشند. هر کسی هم که خلاف این وظیفه  عمل کند، امل و دور از بشریت خطاب خواهد شد.

امروز سلبریتهای جامعه ما در خلوت از این میگویند که حالشان از این همه بی فرهنگی مردم در صفحاتشان بهم میخورد و همزمان پست بعدی را میگذارند و قربان صدقه همان مردم میروند چون می ترسند که در دید نباشند و فراموش شوند.

دیروز در وبسایتی میخواندم که مقام مسئولی با شادمانی از رشد مصرف دیتا در کشور به عنوان دلیلی برای رشد رفاه و آگاهی مردم یاد میکرد در حالیکه رشد جنون آمیز مصرف دیتا در کشورهای کمتر توسعه یافته مدیون پلتفرمهایی است که با اجیر کردن بردگان عصر دیجیتال شبانه روز در حال تولید محتوای بی ارزش هستند. این در حالی است که در کشورهایی توسعه یافته، رشد مصرف دیتا مرهون توسعه IoT و پلتفرمهای ماشین به ماشین است.