Tag: حریم شخصی

چرا اینستاگرام ندارم؟

در روزهای پایانی سال گذشته دعوت شدم تا در مورد آثار انقلاب دیجیتال بر یادگیری و آموزش سخنرانی کنم. اینگونه سمینارها را که از سال پیش به برنامه زندگی خودم اضافه کردم بسیار دوست دارم. باعث میشود تا مطالعه کنم و هم اینکه در تعامل نزدیک با اقشار مختلفی از جامعه که به هر دلیلی امکان ارتباط با آنها را از دست داده ام قرار بگیرم و خودم را محک بزنم.

در پایان برنامه وقتی قصد ترک سالن را داشتم، یک خانم محترمی از مدعوین ضمن ابراز لطف گفتند که نیم ساعتی به دنبال اکانت اینستاگرام من گشتند و پیدا نکردند و از من مشخصات اکانت اینستاگرامم را خواستند.

وقتی گفتم که در اینستاگرام نیستم، سوال به فیسبوک و توییتر و لینکدین رسید و هر بار که میگفتم ندارم ایشان با تردید زیادی با پاسخ منفی برخورد میکردند. آخرالامر عرض کردم که با یک جستجوی ساده در گوگل وبلاگ من پیدا میشود و نیاز نبود اینهمه وقت به دنبال من در شبکه های اجتماعی بگردید. با شگفتی گفت: آقای دکتر شما ۴۵ دقیقه در باب فواید اینترنت و فضای مجازی حرف زدین بعد چرا خودتون در هیچ جا نیستید؟ آدم باید به حرفی که میزنه عمل کنه!

از آنجا که من دکتر نیستم و خیلی هم علاقه ای ندارم باشم و از آنجا که کلا از دهان من کلمه منحوس دنیای مجازی خارج نمیشود و از آنجا که ایشان وبلاگ را جز دنیای دیجیتال به حساب نمیآوردند و از آنجا که کلا اهل بحثهای بی حاصل نیستم، مودبانه گفتم چشم. امشب درست میکنم و سریعا از محل دور شدم.

اگر چه نوشته بردگان عصر دیجیتال خودم را بسیار دوست دارم (قبلا در بردگان عصر دیجیتال نوشته بودم که اینستاگرام و فیسبوک ما را به عنوان عمله های بی جیره و مواجب آقای زاکربرگ تبدیل کرده اند که به صورت بیمارگونه ای در حال تولید محتوی و دیتا بیرون دادن هستیم تا حضرات هر چه بیشتر ما را بشناسند تا بتوانند بهتر سرمان کلاه بگذارند.) اما از آن روز با خودم قرار گذاشتم که در باب اینستاگرام و اینکه چرا حساب کاربری در شبکه های اجتماعی را مدتهاست حذف کرده ام پستی بنویسم و امروز در هنگامه چند طوفان نابهنگام فرصتی دست داد.

اینستاگرام

ابتدا بد نیست تیتروار نگاهی بیاندازیم به این دستاورد نه چندان دوست داشتنی انقلاب دیجیتال.

اینستاگرام در سال ۲۰۱۰ توسط آقای اریک سیستروم برای به اشتراک گذاشتن عکس و در ابتدا فقط برای سیستم عامل iOs به بازار آمد و تا امروز که ۸ سال از حیاتش میگذرد و به مالکیت فیسبوک درآمده ، بسیار زیاد تکامل یافته است.

درآمد اینستاگرام از تبلیغات در سال ۲۰۱۸ بالغ بر ۷ میلیارد دلار خواهد شد. مزید اطلاع عرض کنم که این مبلغ معادل ۱۰ درصد درآمد نفت ایران در سال ۹۶ خواهد بود.

روزانه ۹۵ میلیون عکس توسط ۸۰۰ میلیون کاربر فعال اینستاگرام به اشتراک گذاشته شده و حدود ۷۰ درصد کاربران به طور روزانه اکانت خود را چک میکنند. تقریبا دو سوم پستهای اینستاگرام منتشر شده توسط کاربران اصلا دیده نمیشوند.

میانگین مدت زمان استفاده از این قوطی بگیر و بنشان برای کاربران زیر ۲۵ سال ۳۲ دقیقه و برای کاربران بالای ۲۵ سال معادل ۲۴ دقیقه است.

تقریبا ۷۰ درصد کاربران خانمها هستند و کلا ۶۰ درصد کاربران زیر ۲۹ سال سن دارند.

کاربران اینستاگرام

کشور قهرمان پرور ما ایران، با هشتاد میلیون جمعیت حدود ۲۴ میلیون کاربر در اینستاگرام دارد و صد البته که کشورهایی که کاربران بیشتری دارند به جز دو کشور اقلا ۴ برابر ایران جمعیت دارند. این یعنی این که ما ایرانیها اینستاگرام را خیلی دوست داریم.

این داده ها را از این باب مطرح کردم که کمی ذهنمان شکل بگیرد و بدانیم در مورد چه چیزی میخواهیم حرف بزنیم و چرا من اینهمه با اینستاگرام و امثالهم موضع مخالف دارم.

اول اینکه، مستقل از اینکه اصلا دوست ندارم کسی بداند که کجا هستم و چکار میکنم و چه چیزی میخورم و یا به چه چیزهایی علاقه دارم یا ندارم، کلا با برداشتهای اسلایدوار از موضوعات خیلی حالم خوب نیست و برداشتهای فیلم گونه را ترجیح میدهم. برای همین هم آپشن لایو فوتو آیفون در ثبت چند ثانیه قبل و بعد عکس را بیشتر دوست دارم.

دوم اینکه، اینستاگرام یعنی بیا من را ببین و قضاوت کن، من نمیدانم از کی بشر اینهمه محتاج دیده شدن شده که حتی حاضر است کثیفترین برخوردها را تحمل کند ولی دیده شود. بیا من را ببین، حتی اگر فحش هم میدهی بده فقط بگو من را دیده­ ای. اینکه کسی مثل نیلوفر لاری پور با آنهمه شعر و ترانه زیبایی که سروده هم به این التماس رو آورده واقعا عبرت انگیز است.

 

سوم اینکه، اینستاگرام یعنی به دنبال سلیقه مخاطب رفتن و نتیجه آن این است که کار مردم به اینجا میرسد که هر روز عریان تر و مبتذل تر از دیروز بشوند.

بی شعوری محض

توضیح: ضمن پوزش از خوانندگان محترم جهت بازنشر اینهمه بی شعوری و ابتذال، این شاهکار تولید محتوی صرفا برای تشریح عمق فاجعه ای که بوجود آمده استفاده شده است.

چهارم اینکه، اینگونه نیست که همه چیز در اینستا مبتذل و بد باشد. خیلی آدمها هم هستند که حضور محترمانه ای دارند و عموما حرفهای خوبی هم میزنند و متنها و عکسهای بعضا جالبی هم قرار میدهند اما واقعا معتقد نیستم که این متنها و عکسها به اندازه کافی جدی گرفته شده و یا حتی خوانده میشوند. این یعنی برای کسانی وقت بگذاری و محتوی تولید کنی که فاصله دیدنشان (اگر ببینند) تا لایک کردن و یا عبور کردنشان ۳ ثانیه هم نیست.

به قول محمدرضا شعبانعلی: آیا کسی که به سراغ کامپیوترش میآید سایت من را باز می‌کند. اسم و آدرس ایمیلش را می‌زند و پیغامش را می‌نویسد، نباید در مقایسه با کسی که در لابه‌لای ده‌ها عکس خانه و خیابان و سگ و گربه و مهمانی و شور و شراب، جمله‌ای هم زیر مطلب من نوشته و گفته: “آقای دکتر شعبانعلی. این مطلب چرا دکترا نمی‌خوانم را شما نوشته‌اید؟” در اولویت باشد.

بلاک چین و حریم شخصی و توضیح من در مورد کافه دیجیتال یازدهم

قسمت جدید کافه دیجیتال با موضوع بلاک چین و حریم شخصی که منتشر شد، متوجه شدم که سوال اصلی را که آرش سروری عزیز از من پرسیده بود را پاسخ ندادم! در واقع میخواستم ابتدا نگرانی حریم شخصی را تبیین کنم و بعد سوال را پاسخ دهم که موضوع کلا به جای دیگری رفت و سوال بی جواب ماند.

اگر چه فکر میکنم بحث مطروحه در این قسمت هم بحث به درد بخوری بود اما ضروری است پاسخ سوال را اینجا مطرح کنم. سوال این بود که وقتی ما میگوییم بلاک چین یک دفتر دیجیتال توزیع شده و شفاف است، معنی آن این است که رکوردهای مربوط به ما در این دفتر برای همه قابل مشاهده است و این با امنیت حریم شخصی در تضاد است.

پاسخ ساده این است که هر کس از یک Public key و یک Private Key منحصر بفرد استفاده میکند که کل شبکه او را با همین دو رشته کد الفانیومریک میشناسند و در واقع هویت واقعی ما پشت کیف پول الکترونیکی که بر اساس این دو رشته کد کار میکند قرار دارد. در نتیجه نگرانی امنیت حریم شخصی وجود ندارد.

سوالات زیادی برای ما ارسال شده است که با دسته بندی آنها برنامه ای را به پاسخگویی به این سوالات اختصاص خواهیم داد.

لینگ برنامه یازدهم کافه دیجیتال روی آپارات