رستگاری در سطل آشغال

آن وقتها که اینستاگرام داشتم، پستی گذاشته بودم در ستایش مصرف کمتر پلاستیک در زندگی روزانه و روشهای بازیافت بطریهای پلاستیکی در اروپا و فحشهای لازم در خصوص روشنفکرنمایی و سوسول بازی را هم دریافت کردم.

واقعیت این است که من تمام تلاشم را میکنم که صدمه کمتری برای محیط زیست داشته باشم و عقلم هم اینقدر بیشتر نمیرسد که، تا مجبور نشده ­ام بطری آب معدنی نخرم، کیسه خرید پلاستیکی از فروشنده نگیرم، آب و غذا را هدر ندهم و بنزین بیهوده نسوزانم و از این جور کارها. حالا این که عقل کم من و وسع محدودم چیزی را عوض نمیکند را هم بگذارید به حساب هر چیزی که دوست دارید.

امروز صبح اما وقتی از سر خیابان محل کارم میگذشتم جوانی را دیدم که داخل سطل زباله شیرجه زده بود و یکی یکی داشت بطریهای پلاستیکی و ضایعات کاغذی را از سطل خارج میکرد. ناخودآگاه پایم روی پدال ترمز رفت و بدون اینکه توجهش را جلب کنم به تماشا نشستم. اینکه تمام سهم یک آدم از زندگی این باشد که در گرمای 45 درجه تابستان، تمام قد داخل سطل زباله شیرجه بزند و وسط زباله­ هایی که یک عده آدم دیگر از سر سیری و بی مبالاتی تولید کرده ­اند دنبال روزی خود باشد آینه ­ای تمام نما از بی عدالتی نظام جهان است.

بشر فطرتا عدالت جو است و نظام هستی هم اساسا بر مبنای عدالت بنا نشده است و این تعارض همواره یکی از باگهای مهم در زندگی انسان است. حالا اینکه چقدر سر چندین میلیارد آدم در این چند هزار سال به وعده تحقق عدالت کلاه گذاشته شده و چه خونها که ریخته نشده بماند، من اما امروز میخواهم بنویسم که غلط کردم گفتم بطری پلاستیکی مصرف نکنید. اشتباه کردم که دنبال مصرف کمتر کاغذ و جعبه و مقوا بودم، اینها میتوانند روزی آدمهایی باشند که زیر سقف همین شهر در کنار ما زندگی میکنند! حالا که مالیات و بیمه ­ای که میپردازیم و ثروتهای زیرزمینی به دستشان نمیرسد و من اگر نمیتوانم دست همه آشغالگردها را بگیرم لااقل میتوانم برایشان اندک کمکی در قالب چند بطری پلاستیکی بفرستم.

اگر عرضه نداریم با اینهمه منابع زیرزمینی و پولی که در کشور است دست طبقات فرودست را بگیریم به جهنم که نسلهای آینده ممکن است چه بلایی سرشان بیاید! پنداری که همه مشکلات نسل حاضر را حل کرده ­ایم که حالا باید به فکر آیندگان باشیم. اصلا کاش همین فردا قیامت موعود بیاید و همه این کثافت را بشوید و ببرد یا به قول وودی آلن کسی سیفون این توالت را بکشد!

 پانوشت: این لینک از متمم را ببینید سعی کنید ربطش به موضوع را هم پیدا کنید. (عکس از متمم)

Share:

۲ دیدگاه در “رستگاری در سطل آشغال

  1. واقعا قلبم گرفت از این همه تضاد و تعارضی که هممون درگیرشیم
    مشکل کشورهایی که بر اساس عقلانیت و تفکر اداره نمیشن دقیقا همین درگیری ها و تضادها و تعارض ها بین درست و غلطه
    توی کشور ما خیلی چیزهای درست دیگه و خیلی کارهای درست دیگه هم جواب نمیده متاسفانه
    چون خانه از پای بست ویران است
    واقعا امیدوارم به عمر ما قد بده که یه روز دیگه دوباره همه چیز رو درست و سر جاش ببینیم

  2. به نظر مشکل از جایی شروع می شود که بشر فطرتا حب ذات و خود دوست است تا عدالت جو و همه چیز را تحت شعاع منافع و مسائل خودش می بیند و دیگران را وسیله ای در جهت اهدف خویش و هر انسانی بلااستثنا در فکر این است که چگونه گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و تا جایی که در مواجه با هر انسان مصیبت زده دیگری نیز اولین واکنش طبیعی که در درون نسبت به او نشان می دهد شکر خدا برای وارد نیامدن مصیبت یکسان بر خودش است و حتی در منابع اسلامی ذکر شده است که پیامبر میگوید وقتی به مصیبت زده ای رسیدید زیر لب سه بار زمزمه کنید:شکر خدایی که مرا از این مصیبتی که تو را بدان گرفتار کرد، معاف داشت.
    و نتیجه اینکه بر درد و مصیبت این قشر از جامعه التیامی نیست مادامی که ما به عنوان هم نوعان او چنین ذاتی داشته باشیم و این موضوع صرفا مختص جامعه و مملکت ما نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *