استعمار روسیه

از پرده بیرون افتادن استعمار دیرپای روسیه به دنبال حمله به اوکراین در عصر دیجیتال و پیش چشم رسانه­ های جهان بی تردید یک نقطه عطف در ارتقای آگاهی افکار عمومی در ایران بوده است.

متاسفانه جبر جغرافیایی ما را زیر پای این خرس وحشی شمالی قرار داده است و دویست سالی میشود که آتش این هم جواری ما را کباب کرده و دود این همسایگی به چشم ما میرود. همین قدر میتوانم بگویم که تنها مقاطعی از دویست سال اخیر تاریخ که ایران عزیز ما نفسی کشیده است و یکی در جریان انقلاب بلشویکی بوده که مصادف شده است با عصر رضاخان و دیگری فاصله فروپاشی شوروری تا به قدرت رسیدن پوتین در دهه 90 میلادی بوده است.

در همه مقاطع زمانی دیگر در دویست سال اخیر یا روسیه بخشی از ایران را اشغال کرده، یا بخشی را از آن جدا کرده یا در جنگی مثل جنگ 8 ساله ایران و عراق طرف خصم ما را گرفته است و یا با تاسیس حزب و روزنامه سعی در دخالت در ساحت قدرت در ایران داشته است.

میان قدرتهای استعمارگری که پایشان در ایران باز شده است و سوار بر جهل مردمان به چپاول مشغول بوده اند، هم به غیر از مقاطع زمانی برشمرده شده همواره روسیه دست بالا را داشته و در میانه جنگ قدرتها همواره منافع ملی و جان و مال مردم بی پناه ایران مورد معامله قرار گرفته است. نکته جالب این است که همواره روسیه به شدت تلاش داشته تا وجهه خود را نزد افکار عمومی مردم ایران حفظ نماید و شما باید بسیار با هوشمندی و دقت نظر بالایی در دویست سال اخیر به دنبال ردپای این خرس شوم بگردید. این در حالی است که انگلستان و آمریکا به شدت در این زمینه ضعیف عمل کرده اند و ای بسا که در دام کمپینهای Dis information  روسی هم گرفتار آمده اند و دستگاه پروپاگاندای روسی حتی برخی خباثت و خیانتهای خود را بر گردن آنها انداخته است.

عکس زیر را دقت نگاه کنید و سعی کنید معنای آن را حدس بزنید.

 

از میان متون تاریخی بسیاری که با کمی دقت نظر می توان در خصوص نوع نگاه روسیه به ایران سراغ کرد این گزارش وزیر مختار انگلستان در سال 1287 شمسی که به وزارت خارجه این کشور ارسال شده است بسیار جالب به نظر میاید.

سر سسیل دسپرینگ رایس وزیر مختار انگلستان در ایران در پاسخ به اتهام ضعف عملکرد خود در مقابل روسیه نسبت به تامین منافع انگلستان در ایران نوشته است:

انتظامات پایتخت ایران را نیرویی که فرماندهی آن به عهده افسران روسی است حفظ میکند. سربازانی که از آشوب و بلوا در تهران جلوگیری میکنند همه اشان با اسلحه های روسی که امپراطور روسیه در اختیار ایران گذاشته است مجهزند. سیاستمداران کشور همگی با رای و صواب دید روسیه کار میکنند. احتیاجات مالی کشور عجالتا به کمک وامی که روسها داده اند تامین شده است و غله ای که برای تغذیه مردم پایتخت لازم است از جاده ای که روسها کشیده اند به تهران حمل میشود.

روسیه همه ایران را میخواهد و نه قسمتی از آنرا! هدف آنها رسیدن به آبهای گرم خلیج فارس و اقیانوس هند است و از این جهت در دست داشتن یک سر گذرگاه موقعی که سر دیگرش در دست ماست نفعی به حالشان ندارد. روسیه در حال حاضر عجله ای برای اینکار نشان نمیدهد و دلیلش واضح است تا موقعی که ایجاد راههای سوق الجیشی که قرار است به وسیله آنها در ایران ساخته شود به حد کافی پیشرفت نکرده است لشگر کشی به ایران از نظر مالی ابدا به صلاحشان نیست.

سوال اساسی این است که آیا اساسا روسها هم اکنون مایل به تصرف ایران هستند یا خیر؟ احتمالا خیر!

چون میدانند که وارد شدن نیروهای آنها به ایران همان و اشغال شدن بندرهای جنوبی توسط ما همان!

فکر میکنم بهترین سیاست روسیه در حال حاضر همین باشد که زمینه را به تدریج برای اجرای نقشه های آتی خود آماده کند. ایران را هر چه بیشتر به سمت از هم پراکندگی و از هم پاشیدگی سوق دهد و از پیشرفت کارها و استقرار نظم در کارها جلوگیری کند سپس موقعی که فرصت مطلوب به چنگ آمد و انگلستان سرش در جایی گرم شد با یک خیز ناگهانی سرتاسر خاک ایران را تصرف کند و به هدف و آرزوی دیرینه جامه عمل بپوشاند.

 

پانوشت: این نوشتار به شدت سانسور شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.