رهش ، داستان تهران امروز و خودبس

دوستی داشتم که خانه اش در خیابان فرشته مشرف بود به باغ سفارت روسیه و یک تراس بی نظیر داشت که رو به این باغ زیبا باز میشد. معدود دفعاتی که در این تراس زیبا نشستم با خودم فکر میکردم که ای کاش همه الهیه و فرشته را میدادند دست خارجیها تا همینجور ناب و دست نخورده برایمان نگهش دارند.

نقل الهیه و فرشته نیست، همه جای تهران چنین شده است و تنها جاهایی که زورمان نرسیده در آن برج و مرکز خرید بسازیم، همین املاک تحت مالکیت اجانب خونخوار هستند. شما فکر کنید، ملک سفارت آمریکا در خیابان طالقانی و یا ملک سفارت انگلیس در خیابان فردوسی و باغش در خیابان شریعتی و چندین ملک ممتاز دیگر، قابل تغییر کاربری بود. معلوم نیست چند سال پیش همه را بنه کن کرده بودیم که هیچ بسازیم به جایش.

راستش این است که همه ایران شده تهران و تهران هم شده مجموعه ای از بی قاعدگی ها و بی عشقیهای پایان ناپذیر با مردمی که در این هزارتوی بی عشقی و بی قاعدگی که فقط و فقط پول در آن حرف میزند، سخت در تلاشند تا ادای زندگی را دربیاورند.

رهش

رضا امیرخانی در کتاب جدیدش به نام رهش ، چنان قلم زده است که وقتی کتاب را برداشتم نتوانستم زمینش بگذارم تا تمام شود و وقتی تمام شد، حیرت زده این بودم که پنداری من و نویسنده هر دو از یک پنجره به موضوع نگاه کرده­ ایم و من هم اگر قلم او را میداشتم و هوشش را، حتما همینها را قلمی میکردم.

امیرخانی آنچه ما با تهران و خودمان میکنیم را به مجازاتی قدیمی به نام خودبس تشبیه میکند، که طی آن اعضای بدن محکوم را بریده و به خوردش میدهند تا به حیات رنج آورش ادامه دهد. او مینویسد:

از جسمش ببرانید و بر جانش بخورانید… و همین ماند تا رسید به من. حک شد و ماند روی دیوارهای کاهگلی منازل و سنگچین باغها تا از ایشان ببرند و مجوز صد و بیست درصدی و صد هشتاد درصدی و بالاتر بدهند که از جسمم ببرانند و بر جانم بخورانند.

و من نمیفهمیدم که این عذابی است تاریخ مند به نام نامی خودبس که زجرآورترین عذابهای دربار بوده است. و همین امروز در جلسات اداری و شورایی و تشکیلاتی آن بالا مینویسند که “عالم محضر خداست” و “ما شیفتگان خدمتیم” و …. اما اگر گوش بسپاری به دیوارها، صدای میشنوی که میگوید از “جسمش ببرانید و بر جانش بخورانید…

کتاب نقل داستان مادری است که فرزندش در هیاهوی خودبس در تهران امروز، ساکن خانه ویلایی موروثی پدری است با فرزندی که آسم دارد و همسری که معاون شهرداری است. داستانی به شدت واقعی که در صفحاتی از کتاب بی تاب میکند خواننده را از فرط اینهمه واقعیتی که هر روز نمیبینیم.

“چه فرقی دارد فرزند من با جانباز شیمیایی که در جنگ آسیب دیده است؟ صدام فرزند من کیست؟ ایلیا را چه کسی به این روز انداخت. آن صدام گوشت داشت و پوست و استخوان، اما این صدام کاغذ است و آیین نامه شهرسازی و قانون ترافیک و شماره گذاری پلاک و معاینه فنی و این شهر آلوده …. ”

آنها که “ارمیا” ی امیرخانی را هم خوانده ­اند، دمی را هم با ارمیای رهش خوش خواهند بود که پایان بندی داستان را هم رقم میزند و کودک مسلول را وا میدارد تا شماره یک بکند به همه این شهر بی قاعده و مریض و همه ما.

هرگز فکر نمیکردم که بعد از نفحات نفت بتوانم نوشته دیگری از امیرخانی را همانقدر دوست داشته باشم، اما رهش را امسال عیدی خواهم داد و بارها خواهم خواندش.

رحمان گلزار و یک داستان کوتاه از بغضهای او و ما

جوانی بیست و چهار ساله به نام رحمان گلزار شهرکی میسازد به نام اکباتان، با دست خالی و با تکیه بر اعتماد مردم. انقلاب میشود و اموالش مصادره میشوند. چرا؟ چون آپارتمانها را پیش فروش کرده بوده و با پول خودش نساخته بوده است.

رحمان به آمریکا میرود و شهرکهای دیگری میسازد. میلیاردر میشود و به راهش ادامه میدهد. در این میانه برادرش با جعل سند به دادگاه لاهه شکایت میبرد که اکباتان مال او بوده است و چون او پاسپورت آمریکایی دارد، ایران اگر محکوم شود باید یک میلیارد دلار غرامت به او بپردازد. رحمان گلزار به عشق کشورش به دادگاه میرود و شهادت میدهد که سند جعلی است و ایران را از یک خسارت بزرگ رهایی میدهد.

در سال 1373 دولت آقای هاشمی از او میخواهد که با سرمایه گذاری 400 میلیون دلاری آزاد راه تهران شمال را ظرف مدت 4 سال برای ایران بسازد و او میپذیرد که با سپرده گذاشتن نزد بانک مرکزی ایران کار را آغاز کند و در ازای پروژه هم مقادیری زمین در اطراف آزادراه را برای شهرک سازی استفاده کند.

رییس جمهور به معاون اول دستور اجرایی شدن میدهد و همزمان پیش بینی میکند که  «نمی گذارند این کار انجام شود. گفتم چرا؟ گفتند در ایران نمی­گذارند کارهای بزرگ انجام شود. همین که کار شروع شد، با یک نطق قبل از دستور در مجلس و یا با یک مقاله در روزنامه ها و یا با احضاریه یک دادگاه او را از کشور می رانند.»

تقریباً همین طور شد و موفق نشدیم پروژه را با آن همه مقدمه شروع کنیم و آقای گلزار یکبار دیگر ایران را ترک کرد. در ماه های پایانی دولت آقای هاشمی اجرای طرح به بنیاد مستضعفان واگذار شد و پروژه­ای که باید ظرف چهار سال به پایان میرسید هنوز بعد از بیست و اندی سال به میانه خود هم نرسیده است.

(نقل از مصاحبه حسین مرعشی با روزنامه سرمایه)

امروز بعد از 40 سال وقتی رحمان گلزار از ایران حرف میزند و ما نیز وقتی یاد این همه فرصت سوزی میافتیم بغض میکنیم.

سمینار آنلاین بلاک چین ، بیت کوین و آینده پیش رو

آکادمی تحول دیجیتال، در یک نوآوری جالب سمیناری آنلاین را در مورد بیت کوین و بلاک چین که این روزها با پرواز قیمت بیت کوین تبدیل به سوژه داغ این روزهای بازارهای مالی و تکنولوژی دنیا گردیده است برگزار خواهد کرد.
مدیر این آکادمی در مصاحبه با ما گفت: دیگر دوره آن گذشته است که برای برگزاری یک سمینار ، سالن بزرگی را اجاره کنیم، صدها نفر را از راههای دور و نزدیک گرد هم آوریم و بعد سعی در انتقال محتوی داشته باشیم.
امیر تقوی افزود: امروز با پلتفرمهای دیجیتال میتوان بهترین محتوای ممکن را به صورت آنلاین به مخاطب انتقال داده و به او این انتخاب را بدهیم که مطابق با شرایط زمانی و محیطی خود از محتوای سمینار استفاده کند. آکادمی تحول دیجیتال نیز با درک صحیح از امکانات موجود و نیازمندی مبرم جامعه به افزایش سطح آگاهی در مورد دنیای دیجیتال، با استفاده از نخبگان جهان در هر حوزه اقدام به برگزاری سمینارهای آنلاین در مورد موضوعات مختلف خواهد نمود.
او همچنین گفت: در روز ۱۸ دی ماه نخستین سمینار آنلاین این آکادمی با موضوع بیت کوین، بلاک چین و آینده پیش رو با شرکت مدیر بازرگانی BITPAY (بزرگترین شرکت تسهیل کننده معامله با بیت کوین در جهان) و به صورت رایگان برای اعضای آکادمی برگزار خواهد شد.
آقای سینگ به عنوان مدیر بازرگانی شرکت BITPAY که بزرگترین شرکت تسهیل کننده معامله با بیت کوین است در این سمینار به تببین دلایل بالا رفتن قیمت بیت کوین و نیز ترسیم افقهای جدیدی که با توسعه معاملات بر مبنای بیت کوین برای توسعه تجارت و رفاه مردم دنیا پدید خواهد آورد میپردازد.
همچنین امیر تقوی نیز به ترسیم مفاهیم بلاک چین و کاربردهای آن در زندگی دیجیتال خواهد پرداخت. (نقل از سایت آکادمی)

لینک ثبت نام رایگان

جشنواره گل لاله و چند نکته

اینجا نوشته بودم که یک آقای محترمی هر سال خیابان زرافشان تهران را به هنگامه ای از زیبایی بی بدیل گلهای لاله تبدیل میکنند.

امسال نیز ظاهرا قرار است همین جشنواره زیبایی به پا شود و البته ظاهرا مساحت بیشتری از کنارگذر خیابان را به این کار اختصاص خواهند داد. مسلما اینکه ایشان با هزینه و همت شخصی چنین هدیه زیبایی به شهر ما میدهند جای ستایش دارد، اما آدمیزاد که احتمالا ما باشیم مریضی غر زدن و فضولی دارد و ترک عادت هم لابد موجبات مرض است.

من اما در گذر هر روزه ام از این خیابان، متوجه شدم که دو سه نفر دائما در کنار محوطه ای که زیر کشت پیاز  گلها است، قراول میروند! هر ساعت روز و هر ساعت شب! عاقبت کنجکاوی قافیه را بر من تنگ کرد و از یکی از آنها پرسیدم که شبانه روز آنجا چه میکنند؟ داستان این است که این آقایی که در تصویر میبینید و دو نفر دیگر توسط همان آقای محترم برای جلوگیری از سرقت پیاز گلها آنجا به نگهبانی مشغولند!

اینجا چند نکته باریک وجود دارد که شاید بد نباشد گفته شود.

اینکه مردم جامعه ما به پیاز گل لاله کاشته شده رحم نمیکنند نشانه چیست؟

اینکه که یک نفر حاضر شده در سرمای زمستان بدون هیچ امکاناتی (واقعا هیچ امکاناتی) وسط خیابان نگهبانی بدهد نشانه چه وضعیتی در اشتغال کشور است؟

اینکه آقای دکتر عزیز ما چاره ای جز اینکار نداشته اند قابل درک است، اما وجود امکان استخدام کردن آدمها برای کار در شرایط غیر انسانی (ولو اینکه داوطلب داشته باشد) در مورد قانون کار و نظام حمایت اجتماعی کشور ما چه میگوید؟

صد میلیون دلار بیت کوین در میان 200 هزار تن زباله

جیمز هاول

این آقای محترمی که در تصویر میبینید اسمشان جیمز هاول است. این طفل معصوم در سال 2009 که داستان بیت کوین به تازگی وارد زندگی دیجیتال بازها شده و استخراج آن نیازمند سخت افزارهای تخصصی نبود، با یک دستگاه لپ تاپ قراضه دل شروع به ماینینگ میکند و از قضای روزگار به 7500 بیت کوین هم میرسد. معلوم نیست بعدا چه مرگش میشود که لپتاپ مربوطه را از هم جدا کرده و در eBay میفروشد اما هارد دیسک آنرا در کشوی میز خود نگه میدارد.

4 سال بعد در یک جابجایی خانه هارد دیسک نازنین را هم در زباله ها رها میکند و بعدتر که قیمت بیت کوین یکباره سر به آسمان میکشد متوجه میشود که ای دل غافل! 100 میلیون دلار پول ناقابل را به زیر 200 هزار تن آشغال فرستاده است.

او وارد مذاکره با شورای شهر میشود تا اجازه جستجو در میان رباله ها را بگیرد اما شورای شهر به دلیل مشکلات زیست محیطی و برخی ملاحظات این اجازه را نمیدهد. حضرت بدشانس هم هر روز با Public Key خود حسابش را چک میکند و هنوز میبیند که کسی آنها را از حساب خارج نکرده است! این یعنی 100 میلیون دلار پول در حسابی داری که دست خودت به آن نمیرسد ولی هر روز میتوانی مطمئن شوی که کس دیگری هم خدمتش نرسیده است!

او در مصاحبه ای میگوید: حتی اگر بیت کوین ها را از دست نمیدادم، در سال 2013 وقتی قیمتشان به 1000 دلار رسید سی تا پهل درصدشان را میفروختم و خانه میخریدم ولی باقی را نگه میداشتم! او ابراز امیدواری کرد با رسیدن قیمت بیت کوین به صد هزار دلار مسئولان شهر اجازه جستجو در میان زباله ها را به او بدهند.

بلاک چین و حریم شخصی و توضیح من در مورد کافه دیجیتال یازدهم

قسمت جدید کافه دیجیتال با موضوع بلاک چین و حریم شخصی که منتشر شد، متوجه شدم که سوال اصلی را که آرش سروری عزیز از من پرسیده بود را پاسخ ندادم! در واقع میخواستم ابتدا نگرانی حریم شخصی را تبیین کنم و بعد سوال را پاسخ دهم که موضوع کلا به جای دیگری رفت و سوال بی جواب ماند.

اگر چه فکر میکنم بحث مطروحه در این قسمت هم بحث به درد بخوری بود اما ضروری است پاسخ سوال را اینجا مطرح کنم. سوال این بود که وقتی ما میگوییم بلاک چین یک دفتر دیجیتال توزیع شده و شفاف است، معنی آن این است که رکوردهای مربوط به ما در این دفتر برای همه قابل مشاهده است و این با امنیت حریم شخصی در تضاد است.

پاسخ ساده این است که هر کس از یک Public key و یک Private Key منحصر بفرد استفاده میکند که کل شبکه او را با همین دو رشته کد الفانیومریک میشناسند و در واقع هویت واقعی ما پشت کیف پول الکترونیکی که بر اساس این دو رشته کد کار میکند قرار دارد. در نتیجه نگرانی امنیت حریم شخصی وجود ندارد.

سوالات زیادی برای ما ارسال شده است که با دسته بندی آنها برنامه ای را به پاسخگویی به این سوالات اختصاص خواهیم داد.

لینگ برنامه یازدهم کافه دیجیتال روی آپارات

 

بلاک چین و پارادایمهای دنیای پیش رو

امروزه بر اساس مفهوم بلاک چین، پولهای دیجیتال دیگری هم تولید شده‌اند که معروفترینethereum آنها است. نسل جدید بلاک چین توسط یک جوان ۱۹ ساله کانادایی ایجاد شده است که امکان ایجاد قراردادهای هوشمند را به ما میدهد.

نسل جدید بلاک چین

مفهوم قرارداد هوشمند برای اولین بار در سال ۱۹۹۷ توسط نیک سابو مطرح شد. طبق تعریف او قرارداد هوشمند به دنبال نگهداری قراردادها به صورت دیجیتال روی یک دفتر ثبت توزیع شده بود. قرارداد هوشمند در واقع یک برنامه کوچک کامیپوتری است که در بلاک چین ذخیره میشود و با استفاده از منطق IF-THEN به صورت خودکار اجرایی شده و پرداخت و دریافت را مدیریت میکند.

دن تاپ اسکات میگوید:

نسل جدید بلاک چین در واقع نسل جدید اینترنت خواهد بود. اینترنتی که ۴۰ سال پیش زندگی بشر را تغییر داد، در واقع امکان ارسال دیتا را با سرعت نور در سراسر جهان فراهم کرد به نحوی که امروز هر یک از ما با استفاده از گوشیهای هوشمند خود میتوانیم با هر کس و در هر جای دنیا ارتباط تصویری زنده داشته باشیم. این به معنی از بین بردن بعد فاصله در دنیای ما بود که البته دستاورد بسیار مهمی برای بشر به شمار میرود. چیزی به اهمیت اختراع چرخ یا ماشین چاپ یا موتور بخار. نسل جدید اینترنت اما، بر اساس مفهوم بلاک چین امکان ارسال ارزش واقعی را برای ما فراهم کرده است.

بلاک چین و پارادایمهای جدید

بلاک چین چه پارادایمهایی را در زندگی ما تغییر خواهد داد؟

  • بلاک چین امکان انجام تراکنش امن و مستقیم از طریق راههای جدیدی که هرگز تا حالا تجربه نکرد‌ه‌ایم را برای ما فراهم میکند.
  • بلاک چین باعث میشود تا مالکیت در جهان غیرقابل مناقشه شود.
  • با بلاک چین نیاز به تجمیع کننده ها از بین میرود چون مردم دیگر میتوانند مستقیم با هم به صورت امن تراکنش انجام بدهند.
  • با بلاک چین جریان گردش پول سریعتر و ارزانتر و امن تر میشود.
  • بلاک چین باعث میشود تا تولیدکنندگان محتوی به معنی واقعی مالک اثر خود باشند و این موضوع باعث شکوفایی صنعت محتوی در جهان خواهد شد.
  • بلاک چین میتواند امکان راستی آزمایی بسیار آسان و سریع را فراهم کند. وقتی شما بتوانید کل پروسه ساختن یک ساختمان را روی بلاک چین تعریف کنید، برای خریدار کاری نخواهد داشت تا با اسکن کردن یک QR کد از رعایت همه استانداردها و کیفیت مصالح ساختمانی به کار برده شده اطمینان حاصل کند.

در ادامه مطلب به این موضوع خواهیم پرداخت که پارادایمهای برشمرده شده چه کسب و کارهایی را تحت تاثیر خود قرار خواهند  داد. 

 

بلاک چین و مساله دیرپای اعتماد

در این بخش به مفهوم پردازی نقش واسطه ها در اجتماع و اقتصاد پرداخته و توضیح خواهیم داد که چگونه بلاک چین با ایجاد امکان ارتباط مستقیم و شفاف واسطه ها را حذف خواهد کرد.

واسطه‌ها چه کسانی هستند و اساسا چرا پدید آمده‌اند؟

عجیب نیست اگر بگوییم، اصل در هر نوع تراکنش تجاری در جهان این است که طرفین معامله به هم اعتماد ندارند و این اعتماد از طریق یک واسطه که هر دو طرف به او اعتماد دارند ایجاد میشود.

وقتی شما کارت بانکی خود را در دستگاه کارت خوان فروشگاه میکشید، در واقع دارید از طریق یک واسطه به فروشنده میگویید که من به اندازه کافی پول دارم و به شما پرداخت خواهم کرد. بانک واسطه هم حرف شما را با ارسال یک پیام الکترونیکی روی دستگاه کارت خوان تایید کرده و دفاتر مالی خودش را به روز میکند. در بسیاری از کشورها هفته‌ها طول میکشد تا این به روز رسانی جنبه واقعی به خودش گرفته و پول به حساب فروشنده واریز شود.

در استفاده از اسکناس برای پرداخت نقدی هم در واقع به نوعی پای واسطه‌ای به نام بانک مرکزی در میان است که ارزش پول نقدی که در دست ما قرار دارد را تضمین میکند.

وقتی پای معامله یک ملک در میان است هم وضع به همین منوال است. من به عنوان مالک خانه از طریق دفاتر و دیتابیسهای اداره ثبت اسناد، به شما ثابت میکنم که مالک هستم و نقل و انتقال ملک در واقع چیزی نیست جز تغییر یک رکورد در دیتابیس آن اداره کذایی. نقش اداره ثبت هم چیزی نیست جز یک واسطه مورد اعتماد برای خریدار و فروشنده که کارش دفتر داری و ثبت و ضبط اموال مردم است.

بلاک چین

واسطه‌ها چه مشکلاتی دارند؟

به زبان ساده، واسطه ها برای اینکه مورد اعتماد باشند باید دفترداران خوبی باشند و همه چیز را بسیار شفاف نگه دارند. یعنی کسی نتواند در دفاتر آنها دست ببرد و خود آنها هم چیزی را از قلم نیاندازند. بتوانند خیلی سریع رکوردها را به روز کنند و در پاسخ به استعلامهای متعدد روزانه سرعت عمل داشته باشند.

آیا واسطه‌های امروزی ما اعم از بانکها، شرکتهای کارت اعتباری، ادارات ثبت احوال و اسناد، اداره راهنمایی و رانندگی و …  واجد این شرایط هستند؟

نگاهی به آمارها نشان میدهد که یک سوم اسناد ملکی ایالات متحده آمریکا غیر دقیق بوده و مشکلاتی دارند. همچنین اسناد هویتی بیش از 12 میلیون آمریکایی جعلی بوده و همین موضوع مشکلات بسیار مهمی را برای سیستم امنیتی و اقتصادی آمریکا در پی داشته است.

یک فروشگاه معمولی چندین بار با بانکهای عامل خود بر سر اختلاف حساب وارد چالش شده است؟ اساسا دیتابیسهای بانکها چقدر مورد اعتماد بوده و در مقابل حملات سایبری امن هستند؟

با یک جستجوی ساده در گوگل میبینید که تقریبا همه بانکها هدف حملات مجرمان سایبری بوده و خیلی از آنها در مقابل این حملات شکست خورده‌اند.

برای ترسیم یک نهاد واسطه ایده‌آل میتوان گفت که این نهاد باید بتواند دسترسی دموکراتیک به اطلاعات و نهایت شفافیت را برای کاربران تامین کرده و در عین سرعت با تمرکز زدایی امنیت لازم برای ایجاد اعتماد را فراهم نماید.

بلاک چین با فراهم کردن امکان تراکنشهای مستقیم Peer to Peer مابین طرفین معامله انقلاب مهمی را در زندگی بشر در دهه آتی رقم خواهد زد.

لینک برنامه کافه دیجیتال در آپارات با موضوع واسطه ها

ادای احترام به جناب درگی و توضیحی غیر ضروری

پس از نوشته من با عنوان بازاریابی علمی در سال ۲۰۱۷، جناب آقای پرویز درگی محبت فرمودند و نامه ای به شرح زیر را به همراه تعدادی از کتابهایشان به دفتر من ارسال کردند.

 

بازاریابی علمی

 

ضمن تشکر از سعه صدر و بزرگواری ایشان که بنده را به عنوان مهمان ویژه همایشها دعوت کردند، جهت توضیح عرض میکنم که کشور ما به شدت در حوزه علوم جدید (بخوانید همه علوم و فناوریها و فرهنگ و تمدن روز دنیا) از سایر کشورهای دنیا عقب افتاده است و این عقب ماندگی لاجرم هرازگاهی خود را در لباسی به رخ ما میکشد.

در اینکه ایشان مورد اعتماد و مشورت سازمانهای بزرگ کشور هستند حتما شکی نیست، اما این در اصل موضوع (غیر استاندارد، نادقیق و به روز نبودن رویکرد ایشان به دانشی که هر روز در دنیا پیشرفته تر میشود) فرقی ایجاد نمیکند و فقط عقب افتادگی کشور در همه زمینه‌ها را بیشتر به رخ میکشد.

فی الواقع اگر صنایع و سازمانهای ما به دلیل نبود شرکتهای مشاور بزرگ دنیا در ایران و مهاجرت همه متخصصانی که اندکی سرشان به تنشان میارزیده است، لاجرم رو به امیر تقوی می آورند به این معنا نیست که من دانشمند بزرگی هستم، بلکه به این معنا است که آش خیلی شور شده است.

از سوی دیگر به نظرم همه قبول داریم که در روزگار فعلی ما هیچ ربطی بین رزومه‌ها و مدارک و سوابق افراد و “حال فعلی افراد” در جامعه ما قابل تعریف نیست. این مساله کاملا همه گیر شده و از بالاترین لایه‌ها تا سطح کارشناسهای تلویزیونی هم قابل مشاهده است. در نتیجه منطقی ترین معیار برای قضاوت در مورد کارشناسان، رویکرد و عملکرد آنها در بکارگیری دانش و تخصصشان در حوزه کارشناسی خود آنهاست. یک کلام قحط الرجال است و دیگر هیچ.

پانوشت:

مدتی است به مطالعه در زمینه بلاک چین و بیت کوین پرداخته ام و متعجب بودم که چرا مطلب درست و فارسی پیدا نمیکنم، تا اینکه خودم دست به کار شدم و مطالبی به صورت ویدیو و متن منتشر کردم. باور خودم بعد از مرورشان این بود دارم یاد میگیرم و اصلا از کارم راضی نبودم تا اینکه دیدم شبکه اصلی تلویزیون کشور آنتن زنده خودش را به کارشناسی پیشکش کرده است که حتی تلفظ صحیح بیت کوین و معنای اولیه آنرا هم نمیداند!

فردا این آقا اگر در رزومه خودش بنویسد، کارشناس برنامه های تلویزیونی در مورد ارزهای دیجیتال، دروغ نگفته است اما من هم باور نخواهم کرد که ایشان میداند در مورد چه چیزی حرف  میزند.

اندرحکایت بیکاری در ایران امروز ما

چند سال پیش در گفتگو با محمد رضا شعبانعلی حرفهایی زده بودم، که البته امروز که به بعضی از آنها گوش میدهم احساس میکنم که دیگر آنگونه فکر نمیکنم یا اقلا اگر دوباره آن گفتگو را ضبط کنیم آن حرفها را به آن شکل نخواهم زد.

در این میان اما یک حرفم هر روز بیش از دیروز و هر باربه شکل جدیدی به اثبات میرسد و آن این است که معضل جدی نیروی کار در هر سطحی گریبان همه کسب و کارهای کشور را گرفته است. راستش از بس در این مورد غر زده ام خودم خسته شده ام اما امروز تصادفا در کارواش هم صحبت جوانی شدم که بد ندیدم منتشرش کنم.