جواد ظریف و شاهکارهای سخنرانی آقای سفیر

عمیقا معتقدم که مهم نیست چه کاره باشی بلکه مهم این است که در کار خودت بهترین باشی و یا اقلا بهترین ورژن خودت را به نمایش بگذاری. اصلا بد نیست که یک آشپز باشی به شرط آنکه یک آشپز کاربلد باشی. یک پارک بان کاربلد حتما از یک مهندس بی عرضه یا کم عرضه برای این دنیا ارزشمندتر است همانطور که یک مسئول دفتر یا منشی که بلد است چگونه بار از روی دوش رییسش بردارد حتما مهمترین دارایی کاری رییس خود خواهد بود.

به بهانه کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۱۷

جواد ظریف بی شک مظهر کاربلدی و درایت و پختگی در کار خود است. مستقل از اینکه مواضع سیاسی که ایشان از آن دفاع میکند مورد قبول ما باشد یا خیر، طرز دفاع ایشان از این مواضع و مهارت بی نظیرشان در سخنرانی و تحت تاثیر قرار دادن شنوندگان واقعا ستودنی است.

جواد ظریف

شخصا از اینکه چنین دیپلمات کارکشته و ماهری سکان سیاست خارجی کشورم را در دست دارد خوشحالم و امیدوارم تاریخ این کشور ادای دینی مناسبی به ایشان داشته باشد. (تقریبا مطمئنم در نسل حاضر مردم و سیاست مداران، ایشان و نقشی که دارند به زیر ابر سیاست خواهد رفت).

دو ویدیوی زیر از سخنرانیهای ایشان در دفاع از سیاستهای دفاعی کشور واقعا مو بر اندام شنونده راست میکند.

 

در ثانیه ۶۵ این ویدیو شاهکار ظریف در تشریح موقعیت ایران برای دفاع از کشور در زمان حمله عراق هر بار اشک را پشت پلکهای من میآورد، آنجا که میگوید وقتی ما زیر بمباران شیمیایی صدام بودیم باید برای گرفتن ابزار دفاعی به کشورهای دیگر التماس میکردیم.

شاید برای نسل حاضر و نسلهای آتی درک اینکه آن روزها چه رنگی بودند بسیار دشوار باشد اما آنچه ظریف  میگوید بی شک واقعیتی است انکار ناپذیر که زندگی میلیونها نفر را برای همیشه تغییر داد.

تسلط بی نظیر جواد ظریف به زبان انگلیسی و نحوه استدلال و ورود به بحث همچنین فراز و فرودهایی که در سخنرانی دارد واقعا زیبا، آموزنده و دوست داشتنی هستند. تجربه شخصی او در مواجهه به دبیر کل سازمان ملل در مورد حملات شیمیایی صدام به ایران و تاکید او بر اینکه دنیا میخواهد فراموش کند که در ۸ سال جنگ بر ایران چه گذشت واقعا شاهکار است.

نفرین منابع و نفحات نفت

در تحلیل بسیاری از فروبستگیهای اقتصادی و اجتماعی در بسیاری از نقاط جهان دچار چرخه باطلی هستیم که شاید برای درک آن بد نباشد به پدیده ای به نام Resource Curse نگاهی بیاندازیم.

در علم اقتصاد مفهومی به نام نفرین منابع یا Resource Curse وجود دارد که توضیح میدهد که چطور مردم برخی کشورها با منابع عظیم زیرزمینی مانند نفت و گاز و فلزات گرانبها و غیره به جای زندگی در رفاه و آسایش گرفتار بدبختی و جنگ و سوءمدیریت و فلاکت میشوند. اصطلاحا گفته میشود که این کشورها به نفرین منابع زیرزمینی دچار میشوند.

نفرین منابع

خلاصه چیزی که به آن نفرین منابع گفته میشود این است که درآمدهای ناشی از این منابع باعث میشود تا قدرت سیاسی ارزشمندتر و مهمتر شود و در نتیجه سیاستمداران دچار فساد برای دست یابی و حفظ قدرت میشوند. از سوی دیگر وقتی اتکای اصلی اقتصاد به درآمدهای ناشی از منابع زیر زمینی باشد نوسانات قیمت این منابع باعث میشود تا برنامه ریزی بلند مدت برای اقتصاد ناممکن شود. همچنین پول حاصل از صادرات این منابع باعث تقویت ارزش پول ملی به صورت مصنوعی شده و در نتیجه سایر بخشهای اقتصاد توان رقابت خود در بازارهای صادراتی را از دست میدهند.

در واقع در این کشورها مردم و دولت بیشتر از آنکه به فکر ساختن چیزی روی زمین باشند، به فکر درست کردن سوراخ گشادتری به زیر زمین میگردند و این سیکل باطل دائما اوضاع را خرابتر میکند.

البته کشورهایی هم هستند که با درک صحیح از موضوع و برخورداری از منابع عظیم زیرزمینی اسباب توسعه و پیشرفت کشور خود را فراهم آوردهاند. این کشورها با حذف کامل درآمدهای زیر زمینی از چرخه اقتصاد و پس انداز و سرمایه گذاری کردن آن نه تنها اقتصاد پویایی برای امروز خود رقم زده‌اند بلکه ذخایر هزار میلیارد دلاری هم برای آیندگان خود به جا گذاشته‌اند. در ایران هم صندوق ذخیره ارزی و صندوق توسعه ملی با همین هدف تشکیل شدند.

نفحات نفت نفرین منایغ

رضا امیر خانی در کتاب نفحات نفت به تاثیرات اقتصاد نفتی در بخشهای مختلف اقتصاد و اجتماع و فرهنگ و سیاست پرداخته و با قلم تند و تیز خود تصویر روشنی از آنچه به نفرین منابع مشهور است پیش چشم ما میگذارد.

“شنیده‌ ام که ستاره دریایی اگر بازویش زیر سنگ گیر بیافتد، از خیر بازو میگذرد و آن را قطع میکند اما این مال وقتی است که ستاره بیم داشته باشد از خطر …. دولت تا نفت دارد خطری تهدیدش نمیکند! این گونه اقتصاد دولتی و مدیر سه لتی شکل میگیرد.”

بخشهایی از این کتاب را در گفتگو با رادیو مذاکره چند سال پیش با مجمدرضا شعبانعلی مرور کردیم که شنیدن دوباره اش شاید خالی از لطف نباشد.

 

بیست نکته از Big data و روندهای مرتبط در عصر دیجیتال

  • big data
  • حجم دیتا به شکل دیوانه‌واری در جهان در حال افزایش است. در دو سال اخیر به اندازه کل تاریخ بشر دیتا تولید شده است.
  • قبل از سال ۲۰۲۰ به ازای هر انسان روی کره زمین در هر ثانیه ۱،۷ مگابایت داده جدید تولید خواهد شد.
  • تا سال ۲۰۲۰، مجموع دیتا تولید شده در جهان به ۴۴ تریلیون گیگا بایت (۴۴ زتابایت) خواهد رسید.
  • در هر ثانیه ۴۰ هزار جستجو فقط در گوگل انجام میشود.
  • در ماه آگوست سال ۲۰۱۵ رکورد استفاده از فیسبوک به ۱ میلیارد نفر در روز رسید.
  • کاربران فیسبوک در هر دقیقه ۳۳ میلیون پیام رد و بدل کرده و دو میلیون و هفتصد هزار ویدیو می بینند.
  • رشد تولید محتوای ویدیویی و عکس خیره کننده است. در هر دقیقه تقریبا ۳۰۰ ساعت ویدیوی جدید فقط در یوتیوب بارگذاری میشود.
  • سال گذشته حدود ۱،۴ میلیارد اسمارت فون به فروش رسید.

big data

  • تا سال ۲۰۲۰ تعداد دارندگان اسمارت فون به بیش از ۶ میلیارد نفر خواهد رسید.
  • تا ۵ سال آینده حدودا ۵۰ میلیارد وسیله هوشمند به یکدیگر متصل خواهند شد.
  • تا سال ۲۰۲۰ اقلا ۳۰درصد از دیتای تولید شده از طریق Cloud جابجا خواهد شد.
  • شبکه های به هم پیوسته از کامپیوترها که با اشتراک سخت افزارهایشان روی Cloud انجام محاسبات پیچیده را ممکن میکنند، رواج بیشتری خواهد یافت.
  • بازار Hadoop (نرم افزار متن بازی که امکان اشتراک منابع را برای کامپیوترها ایجاد میکند) در هر سال رشد خیره کننده‌ای خواهد داشت.
  • با انجام Integeration های مناسبتر در روند جریان دیتا در سازمانها، صنایع قادر به صرفه جویی زیاد در هزینه های خود خواهند شد. برای مثال، تنها در صنعت سلامت، با یکپارچه سازی صحیح سیستمها در جهان میتوان تا ۳۰۰ میلیارد دلار صرفه جویی نمود.

big data

  • کاخ سفید پروژه تحقیقاتی خود را برای درک هر چه بهتر Big data توسط دولتمردان به ارزش ۲۰۰ میلیون دلار آغاز کرده است.
  • برای هر شرکت معمول از لیست fortune 1000 (لیست شرکتهای برتر جهان) تنها افزایش ۱۰ درصدی در دسترسی و آنالیز دیتا میتواند در سال ۶۵ میلیون دلار درآمد بیشتر به ارمغان بیاورد.
  • خرده فروشانی که با استفاده بتوانند به درستی از Big data استفاده کنند قادر به افزایش چند برابری حاشیه سود عملیاتی خود خواهند بود.
  • بیش از هفتاد درصد سازمانها در جهان برنامه ای مصوب برای به خدمت گرفتن Big data دارند.
  • در حال حاضر تنها کمتر از نیم درصد دیتای موجود مورد بررسی و تحلیل توسط سازمانها و شرکتها قرار گرفته است.
  • لطفا سعی کنید بفهمید که دیتا مهم است!!!

نروژ ،کشوری که پا در زمین و سر در آسمان دارد

درباره نروژ

نروژ یکی از کشورهای حوزه اسکاندیناوی و با مساحتی بالغ بر ۳۹۰ هزار کیلومتر مربع (کمتر از یک چهارم ایران) و جمعیت بالغ بر ۵ میلیون نفر در شمال قاره اروپا واقع شده است. این کشور یکی از زیباترین طبیعتهای کره زمین را دارد و مردم نروژ با درآمد سرانه بالغ بر ۵۲ هزار دلار پس از قطر، لوکزامبورگ و سنگاپور چهارمین مردم ثروتمند دنیا هستند. (لیست ثروتمندترین کشورهای جهان).

چرا نروژ

صدر نشین مطلق همه خوبیها

نروژ برنده بیشترین تعداد مدال از المپیک زمستانی بوده و تقریبا تمام برق مورد نیازش را از طریق هیدروالکتریک تامین میکند. این کشور دارای ۱۰۰۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی ناشی از درآمدهای نفتی است چون هرگز پول نفت را وارد چرخه اقتصاد خود نمیکند. برای درک بهتر از این عدد کافیست این مبلغ را به تعداد جمعیت این کشور تقسیم کنید. در واقع اگر امروز دولت نروژ تصمیم بگیرد همه دخایر ارزی خود را بین همه مردم کشورش تقسیم کند به هر نروژی حدودا دو میلیون دلار خواهد رسید!

نروژ دارای رتبه اول جهانی در شاخص توسعه انسانی ،شاخص زندگی بهتر، شاخص رفاه لگاتوم، شاخص راستکرداری عمومی ، شاخص مردم‌سالاری، شاخص آزادی‌های سیاسی و سرانه کل هزینه‌ بهداشت در جهان میباشد.

نروژ

 

شفافیت کریستالی

در یک اقدام تحسین برانگیز، دولت نروژ اظهارنامه های مالیاتی همه شهروندان از ماهیگیر سامی گرفته تا پادشاه و نخست وزیر را بر روی یک وبسایت و در دسترس عموم قرار داده است. این اقدام در راستای شفافیت اقتصادی و اطمینان بخشی به مردم برای سلامت دولت و نظام مالی کشور است. (لینک وبسایت شفاف سازی دولت نروژ)

 

یک داستان از نروژ

بانک استوربرند که در نروژ و سوئد فعالیت میکند برای رفاه حال مسلمانان مقیم این کشورها اقدام به ارائه وامهای مسکن حلال کرده است.

ظاهرا مسئولین بانک در بررسیهایی که داشته‌اند به این نتیجه رسیده بودند که در بازار مسکن این کشورها تقاضایی ارضا نشده برای دریافت وام بدون بهره از سوی مسلمانان وجود دارد. در واقع مسلمانان متقاضی کسانی بودند که در اجرای قوانین دین اسلام از دریافت وامهایی مسکنی که واجد پرداخت بهره بودند (منظور از بهره عددی مابین ۳ تا ۵% است) خودداری میکردند و در نتیجه نمیتوانستند صاحب خانه شوند.

 

بانک نروژی

این بانک نروژی با ابداع مدلی مبنی بر خریداری مشترک واحد مسکونی از سوی متقاضی و بانک و سپس پرداخت اقساطی و بلند مدت سهم بانک از سوی متقاضی تسهیلات و نهایتا انتقال ملک مورد نظر به متقاضی مشکل را حل کرده است.

در بیانیه این بانک آمده است ما میخواستیم ببینیم که چقدر تقاضا برای تسهیلات مبتنی بر شریعت اسلام وجود دارد و چطور میتوان به کسانی که به دلیل اعتقادات مذهبی از دسترسی به سیستم اعتباری معمول محروم هستند برای صاحبخانه شدن کمک کرد. این مقام مسئول از اینکه مسلمانان حاضر به پرداخت کارمزدهای سنگین این روش که هزینه آنها بیش از نرخ معمول بهره میباشد ابراز تعجب کرد.

پانوشت: شاید گاهی بد نباشد دهانمان را ببندیم و نگاهی به اطراف بیاندازیم!

تنهایی در عصر دیجیتال ،معرفی پروژه لیدا

تنهایی، انتخاب یا نتیجه محتوم یک روند؟

تنهایی تبدیل به یکی از چالشهای اساسی بشر در قرن بیست و یکم شده است. بر اساس تحقیقات صورت گرفته از سوی سازمان سلامت روان انگلستان، از هر ۱۰ انگلیسی یکی به بحران شدید تنهایی دچار است و تحول دیجیتال که امروزه جوامع شهری را با سرعت خیره کننده به پیش میبرد اوضاع را بدتر هم میکند. با پیشرفت جوامع دیجیتال و توسعه کاربردهای تکنولوژی هر روز سهم بیشتری از عمر ما به صورت آنلاین زندگی میشود.

تنهایی در عصر دیجیتال

هر روز تعداد بیشتری از آدمها دورکاری میکنند و از جوامع بشری ایزوله تر میشوند. ایجاد اروپای بدون مرز هم به توسعه دورکاری در این قاره کمک شایانی کرده است به نحوی که کار کردن در سایر کشورها، دیگر به اندازه قبل غیر معمول نیست و این خود به تنهایی و دور از خانواده بودن آدمها کمک میکند.

 

تنهایی در عصر دیجیتال

پروژه لیدا

پروژه تنهایی در عصر دیجیتال یا لیدا Loneliness in the Digital Age (LiDA)  (لینک وبسایت پروژه) یکی از پروژه های ملی دولت انگلستان است که سه سال پیش با مشارکت چندین دانشگاه و سازمان بزرگ با دو هدف عمده طراحی شده است:

  • انجام پژوهش برای به تصویر کشیدن تجربه تنهایی و نحوه روبرو شدن با آن در گروه‌های از افراد که در معرض ریسک تنهایی قرار دارند از طریق تحقیقات کمی و کیفی
  • ارزیابی و بررسی آثار فناوریهای دیجیتالی که مورد استفاده افراد مورد آزمایش برای پر کردن تنهایی خود قرار میگیرند از طریق مشابه سازی و طراحی آزمونهای تعاملی

این پروژه به بررسی تجربه های بشر در تنهایی‌های عصر حاضر و نقش تکنولوژیهای دیجیتال در تشدید و تعمیق آن پرداخته و مشتمل بر تحقیقات متعدد کمی و کیفی خواهد بود که بر گروههای از افراد که در معرض ریسک تنهایی قرار دارند انجام میشود. در این پروژه طراحی تعاملات انسان و کامپیوتر برای بررسی آزمایشگاهی فناوریهای دیجیتال جدید مد نظر خواهد بود.

رهبری پروژه به عهده تیم تحقیقاتی دانشگاه Loughborough و با مشارکت دانشگاههای Bath و Newcastle و Exeter و Lincoln خواهد بود.

پانوشت: شاید بد نباشد که اندکی تامل کنیم. در شرایطی که دولتهای توسعه یافته در پی شناخت لوازم زندگی بشر در عصر دیجیتال و ایجاد زیرساختهای فکری و اجتماعی آن هستند دولت ما هنوز هم در پی لزوم بررسی ممنوعیت یا آزاد بودن فضای مجازی (منظور دنیای آنلاین است) است. ده سال دیگر که مشکلات ناشی از این تحول دیجیتال در همه جای زندگی و جامعه خود را نشان داد شاید خیلی دیر باشد.

تمام ناتمام من

پالت

تلویزیون ندیدن حسنهای بسیاری دارد اما از معایبش هم این که گاهی چیزهای زیبایی را از دست میدهی!

امروز در حال رانندگی در نم باران و مه با سرعت زیاد بودم و این آهنگ کلا دنیای من را به تسخیر خودش درآورده بود. به مقصد که رسیدم برای دوستان از حظ وافر و کشف بزرگم تعریف کردم که ای کاش نمیکردم! ظاهرا این نوای زیبا، آهنگ تیتراژ یک سریال معروف است و من آخرین نفری بودم که آنرا میشنیدم. به هر حال اینجا قرارش میدهم برای ثبت خاطره یک دلتنگی و تنهایی در اتمسفری بی نظیر. مرسی از دوست عزیزی که این شادی را وام داد.

تو بیا ای یار دیرین تو بیا ای شور شیرین که به صحراها و دریاها بباریم
تو بیا ای باد و باران به تنه خشک خیابان شاخه ای از باغه فرداها بکاریم

تو بیا با هم دوباره در شبه سرخ ستاره آسمانی از کبوترها بپاشیم
تو بیا ای خنده ی دور در سحرگاهان پر نور سرخوشو خندان لبو دیوانه باشیم

تمام کهکشان نشانه از تو دارد زمان بدون تو سر گذر ندارد
جهان به اعتبار خنده ی تو زیباست بهشت من همین دقیقه ها همینجاست

تو بیا با من نگارا تازه کن هوای ما را تو بیا ای جان که با تو بزنم دل را به دریا
تو بیا ای یار دیرین تو بیا ای شور شیرین تو بیا تا شب دوباره سر زند ماه و ستاره

تمامه کهکشان نشانه از تو دارد زمان بدونه تو سر گذر ندارد
جهان به اعتبار خنده ی تو زیباست بیا تمام ناتمام ما همینجاست

 

بردگان عصر دیجیتال

مکاشفه در آرایشگاه

چند ماه پیش با بستن اکانت اینستاگرام و فیسبوک و امثالهم عملا از دنیای آنلاین اجتماعی خارج شدم و چقدر از بابت این تصمیم که آنرا روی صندلی آرایشگاه گرفتم خوشحالم.

آن روز شاگرد سلمانی که جوانکی بیست ساله بود داشت با آب و تاب برایم از زندگی شگفت انگیزDan Bilzerian  (این شازده فرزند یکی از دلالان مشهور وال استریت، قمارباز قهار و علاقمند شدید به معاشرتهای آنچنانی با خانمهای زیبارو و از خودش جوانتر است! این حضرت والا بالای بیست میلیون فالوور در اینستاگرام دارد و پیوسته مردم دنیا را به تماشای زندگی آنچنانی اش دعوت میکند.) تعریف میکرد و با شکوه و ناله از وضع زندگی خودش در مقایسه با ایشان مصرانه میخواست به من بقبولاند که این کاری که ما در ایران میکنیم اسمش زندگی نیست و آنچه هست نزد این آقای دن است و بس.

بردگان عصر دیجیتال- دن

در شگفت بودم که این مقایسه شگفت انگیز چرا و چگونه شکل گرفته است که باعث این حجم از نارضایتی و حسرت نزد این جوان بخت برگشته شده است که ناگهان به نظرم آمد پنداری که خودم هم به نوعی درگیر همین بازی احمقانه هستم. بازی در معرض یادآوری دائمی نداشته ها بودن. بازی دیدن یک جز از هر چیز و قضاوت در مورد کل فلسفه آن مفهوم. بازی سطحی بودن و رقابت در هر چه مبتذل بودن.

خواستگاری از دختر ترامپ، دستاورد عصر دیجیتال برای ما

واقعیت این است که عصر دیجیتال چیزهایی را پیش چشم ما میگذارد که قبلا هرگز نمیدانستیم و ندیده بودیم و علیرغم ندانستن و ندیدن آنها زندگیمان هم بسیار خوب بود، اما این جام جهان بین، امروز ما را بیش از پیش در معرض دیدن چیزهایی قرار میدهد که هرگز نداشته و نخواهیم داشت و این همه نداشته ما که حجمش به اندازه همه دنیا بزرگ شده است، در مقابل داشته های اندک ما، زندگی را به کام ما تلخ کرده است.

اینستاگرام

قبل از عصر دیجیتال این شاگرد سلمانی طفل معصوم حداکثر معاشرتش با اطرافیان خودش بوده و داشته ها و نداشته هایش هم در معرض آزمونهایی هم سطح قرار داشته است، اما امروز خیلیها خودشان را با شوهر ایوانکا ترامپ مقایسه میکنند و از اینکه داماد ترامپ نشده‌اند احساس میکنند حقشان خورده شده است. چرا؟ به صرف اینکه میتوانند او را در فیسبوک و یا اینستاگرام ببینند و برایش لایک یا فحش بفرستند.

شخصا اعتراف میکنم که خروج از اجتماع آنلاین به طرز محسوسی روی سطح رضایتم از زندگی تاثیر داشته است. به نظر میرسدکه عکسها و محتواهایی که عمدتا مصنوعی تولید شده و فقط کسر بسیار کوچکی از زندگی آدمهای دیگر را شبانه روز پیش چشم ما میگذارد، فقط و فقط ما را ناشادتر و ناراضی‌تر میکند.

بردگان عصر دیجیتال

از طرف دیگر به نظر میرسد که آدمهای عصر دیجیتال برای جذابتر و خواستنی‌تر شدن در اجتماعهای آنلاین باید تن به قواعد این جوامع بدهند و این قواعد هرگز در راستای ارتقا آدمها به سطح بالاتر از آگاهی و شعور طراحی نشده‌اند.

مغز بردگان عصر دیجیتال

ظاهرا هر یک از ما موظفیم با حضور در شبکه های اجتماعی پروفایل خودمان را به عنوان یک برده دیجیتال در اختیار صاحب پلتفرم گذاشته تا با بررسی رفتارهای جمعی و فردی ما بتوانند در اقتصاد و سیاست و امنیت دست بالا را داشته باشند. هر کسی هم که خلاف این وظیفه  عمل کند، امل و دور از بشریت خطاب خواهد شد.

امروز سلبریتهای جامعه ما در خلوت از این میگویند که حالشان از این همه بی فرهنگی مردم در صفحاتشان بهم میخورد و همزمان پست بعدی را میگذارند و قربان صدقه همان مردم میروند چون می ترسند که در دید نباشند و فراموش شوند.

دیروز در وبسایتی میخواندم که مقام مسئولی با شادمانی از رشد مصرف دیتا در کشور به عنوان دلیلی برای رشد رفاه و آگاهی مردم یاد میکرد در حالیکه رشد جنون آمیز مصرف دیتا در کشورهای کمتر توسعه یافته مدیون پلتفرمهایی است که با اجیر کردن بردگان عصر دیجیتال شبانه روز در حال تولید محتوای بی ارزش هستند. این در حالی است که در کشورهایی توسعه یافته، رشد مصرف دیتا مرهون توسعه IoT و پلتفرمهای ماشین به ماشین است.

اندر حکایت ما قوم در تاریخ جا مانده

با سختیِ بت‌ها چه باید کرد؟

با این تَشَتُت‌ها چه باید کرد؟

گیرم تفاوت‌ها نمایان شد

با بی‌تفاوت‌ها چه باید کرد؟

با مردمی که سیل را هر سال

بر گردنِ قسمت می‌اندازند

دنیای‌شان را می‌دهند اما

قبل از دعا یک سد نمی‌سازند.

ما مردمانی عاشق کوروش

ما قومِ در تاریخ جا مانده

جداً کدام از ما فقط یک بار

یک خط از آن تاریخ را خوانده؟

ما فخرمان فرهنگ دیروز است

انکار هر یک درد تسکین است

باید پذیرفت این حقیقت را

امروز ما فرهنگ‌مان این است.

تا زخم را گردن نمی‌گیریم،

این زخم‌های کهنه پابرجاست

ما بیشتر دنبال توجیه‌ایم

این فرق ما با مردم دنیاست

جداً اگر ما فخر دنیاییم

از مردم دنیا چه باید گفت؟

من می‌پذیرم که بدبینم

تو جای من، از ما چه باید گفت؟؟؟؟

 

ترانه ای از روبه بمانی با اجرای جاویدان علیرضا عصار

مرگ بر آمریکا

این خانمی که ملاحظه میکنید آمریکایی هستند، اهل همان کشوری که ما در مناسبتهای مختلف پرچمش را به زیر پا می اندازیم یا اتش میزنیم. همزمان بهترین آدمهای کشورمان را هم در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم اقتصاد همین آمریکایی میکنیم که مردمش برای همدردی با ممنوعیت ورود ما به کشورشان، این چنین با عشق و احترام پرچم ما را در دست گرفته و اعتراض میکنند. همین.

مرگ بر آمریکا

تمرکز و آهستگی دو رویای عصر دیجیتال، تکنولوژی با عمر ما چه میکند؟

مقدمه خیلی مرتبط

آهستگی، رمانی از میلان کوندرا است که در سال ۱۹۹۵ در فرانسه منتشر شده است. این کتاب روایتی است از فلسفه کوندرا درباره مدرنیته، تکنولوژی، سرعت، حافظه بشری و احساسات عمیق بشری را به صورت بسیار زیبایی به تصویر کشیده است.سوال اصلی شاید این باشد که به کجا چنین شتابان ای انسان نادان عصر دیجیتال؟

تمرکز و آهستگی

مقدمه کمی مرتبط

فیلم In Time  ساخته آندرو نیکول در سال ۲۰۱۱ موضوع بسیار جالبی دارد با این مضمون که در سال ۲۱۶۹ بشر به درجه ای از تکامل میرسد که در سن بیست و پنج سالگی روند پیری او متوقف شده و هر کس دارای یک سال زمان برای زندگی خواهد بود.

زمان باقیمانده هر فرد از طریق کورنومتر دیجیتال روی ساعد افراد اندازه گیری میشود و کسی که کورنومترش صفر شود بلافاصله خواهد مرد. زمان تبدیل به واحد پول جهانی شده و افراد برای معامله و خرید و فروش به یکدیگر زمان منتقل میکنند.

تمرکز و آهستگی

انگار دیروز بود!!!

چند سالی هست که مستقل از سن و جنس و شغل آدمها یک جمله ورد زبان همه شده است، از پیرمرد ۸۰ ساله بگیر تا دختر بچه ۱۲ ساله و زن خانه‌دار و مرد شاغل بر این باورند که روند گذشت زمان خیلی سریعتر از آنچه در گذشته حس میشده، شده است.

ای داد و بیداد، دیدی امسال هم تمام شد و ما اصلا نفهمیدیم کی آمد و کی رفت؟ ای آقا، روز که شروع میشه آدم اصلا نمیفهمه کی شب شد؟ ماهها شدن مثل هفته و هفته ها مثل روز! این دیگه چه مدل زندگیه؟

اینها نمونه مکالمات روزمره ما بدل شده اند و همه در پی آن هستیم که، بفهمیم چه بلایی دارد سر روند گذشت زمان در عصر ما میافتد و کسی هم خیلی از مرحله غر زدن و بیان مساله به شیوه های خیلی تکراری که در بالا آمد فراتر نمیرود تا ببینیم واقعا چرا همه چیز اینقدر سریعتر از قبل میگذرد؟

تمرکز و آهستگی

عصر دیجیتال، هر روز متصل تر و هوشمندتر از دیروز،

به باور من، یکی از عمده دلایل شکل  گرفتن چنین روند مخوفی در حذف تمرکز و آهستگی، تحول دیجیتال و دنیای هر روز هوشمندتر از دیروز در عصر دیجیتال است. بشر از وقتی که تقویم را ساخته است، روزهایش ۲۴ ساعته و هفته هایش هفت روزه بوده است. معمولا ۸ ساعت میخوابیده و باقی را به کار و خوردن و آشامیدن و تفریح و احتمالا تحصیل میپرداخته و همه اینها تا همین لحظه که من مشغول نوشتن هستم تغییری نکرده است. پس چه چیزی تغییر کرده که ما از آن بی خبریم؟

 

تمرکز و آهستگی

دایره ارتباطات خیلی وسیع

شاید باید بپرسیم که بشر روزهای پیش از عصر دیجیتال، با چند نفر در روز و یا هفته میتوانست در ارتباط باشد؟ این وقت محدود ۲۴ ساعته در شبانه روز را با چند نفر میتوانسته به اشتراک بگذارد؟ مسلما پاسخ این است که ما صرفا با دایره محدودی شامل همکاران مستقیم و خانواده و شاید اندک تعدادی از دوستان در ارتباط بوده ایم.

در عصر دیجیتال اما، شما همان ۲۴ ساعت را با همه افرادی که در فهرست تماس موبایل شما هستند به اشتراک گذاشته‌اید. چون اینها هر وقت که اراده کنند میتوانند به چندین راه دو پایی بپرند وسط زندگی شما. روی یونیت دندانپزشکی باشید یا روی تختخواب کنار عشقتان و یا در مراسم ترحیم عزیز از دست رفته، فرقی ندارد.

 

سیل بی پایان محتوی

بشر عصر سنتی، در معرض چه حجمی از محتوی قرار داشت است؟ شاید بد نیست بدانیم که کل محتوای که نسل بشر تا سال ۲۰۰۳ تولید کرده بود معادل پنج اگزابایت (هر اگزابیت معادل ۸ میلیون ترابایت است)  بود و در عصر دیجیتال ما هر دو روز این حجم از محتوی را تولید میکنیم.

در عصر سنتی ما حداکثر یک روزنامه را هر روز صبح ورق میزدیم و بعد شاید یک نوبت اخبار شبانگاهی تلویزیون را میدیدیم و شاید کتابی را ورق میزدیم. امروز اما، هجوم بی پایان شبه اطلاعات (خبرهای تلگرامی، تحلیلهای اینستا گرامی و فیسبوکی و غیره) از همه جای دنیا ما را با خود میبرد. قبلا بیست دقیقه اخبار میدیدیم و خلاص، امروز اما هر لحظه کانالهای تلگرام با اخبار عموما ناگوار و بی اهمیت ۵ ثانیه به ۵ ثانیه از عمر ما را کم میکنند. در روز شاید ۱۰۰۰ تا از این ۵ ثانیه ها را به این شکل خرج میکنیم و نمیدانیم.

در گذشته هارد دیسکهای چند ترابایتی پر از فیلم و سریال و  موزیک حتی در حد رویا هم نبود و هرگز فکر نمیکردیم با ۴ دلار در ماه به آرشیو موسیقی جهان دسترسی داشته باشیم. بدیهی است اینهمه محتوی وقت ما را در خود خواهد بلعید.

قبلا وقتی دوست ما به ینگه دنیا میرفت، میزان وقتی که برای او صرف میکردیم به صفر میرسید اما در عصر دیجیتال اینستاگرام هر روز ویدیوهای یک دقیقه ای حضرتش را در حالتهای مختلف از قهوه خوردن و شنا کردن گرفته تا دستشویی رفتن به خورد ما میدهد.

تمرکز و آهستگی

انجام همزمان چند کار

قبلا وقتی داشتیم روی فایل برنامه ریزی یک پروژه کار میکردیم عملا فقط همان یک کار را انجام میدادیم اما امروز، همزمان بیش از ده صفحه مرورگر هم باز داریم که با یکی خبر میخوانیم، با دیگری قیمت ارز را چک میکنیم و بلیط سینما میگیریم و شاید دوره آنلاین آموزشی هم در حال اجرا باشد.

همزمان، تلگرام دسکتاپ هم مشغول چشمک زدن است و اسکایپ هم درخواست دوستتان در آن سوی دنیا برای مکالمه تصویری میدهد. همه اینها هم در حالی است که شما ظاهرا آرام و بی صدا پشت لپ تاپ خود نشسته و مشغول کار هستید. مسلما گذشت زمان در این وضعیت آخرین موضوعی است که توجه شما را به خود جلب میکند تمرکز که جای خود دارد. (لینک متمم در مورد آثار منفی انجام چند کار همزمان)

تمرکز و آهستگی

 

تصور کنید که من و شما در یک کافی شاپ مشغول یک بحث خیلی دوستانه و گرم هستیم و هر دوی ما از گفتگو و قهوه سرشار از لذت ناگهان دوست مشترک یکی از ما بی مقدمه به سر میز بیاید و بدون توجه به حضور دیگری مکالمه‌ ای کاملا بی ربط را شکل دهد. واقعا چقدر این موضوع دور از ذهن است؟

حالا بیایید به این فکر کنیم که چند هزار بار وسط بهترین و یا بدترین لحظات ما گوشی موبایل ما و یا طرف مقابل زنگ خورده است و گفتگو کاملا از بین رفته است؟ چند صد بار در طول روز و در حین کار نوتیفیکیشنهای بی پایان گوشیهای ما حواس و ذهن ما را متشتت کرده است؟

شاید بهترین جمع بندی این باشد که، به همان میزانی که میزان ارتباطات ما توسعه یافته، به همان میزانی که سرعت انتقال اطلاعات افزایش یافته ما کنترل بروی زمان عمر خود را از دست داده ایم. به همان میزان که فناوری امکان چند کار در یک زمان را برای ما فراهم کرده از میزان تمرکز و کیفیت ذهن ما کاسته شده است. برای درک دقیق موضوع شاید باید تمرین Disconnectedness را هر ازگاهی در برنامه زندگی خود قرار دهیم و حتی در حد یک ساعت در روز تمرکز و آهستگی را تجربه کنیم.