اقتصاد دیجیتال و موضوع عدالت

از وقتی یادم هست یکی از دعواهای کلاسیک ما ایرانیها، جنگ و جدال روزمره مسافر و راننده تاکسی بوده  است. عمدتا هم دو طرف در یکدیگر شباهت عجیبی با حیوانات اهلی بی آزار مشهور و چهارپا پیدا کرده و با احوال پرسی از خواهر و مادر هم از یکدیگر جدا میشوند.

عمده دعواها هم بر سر کرایه کم و زیاد و یا حرفهای نامربوط راننده یا سیگار کشیدن ایشان و رانندگی بد و اینجور چیزها شکل میگیرد.

البته مرجع رسیدگی خاصی هم برای شکایتهای مسافران از راننده ها و یا حتی راننده ها از مسافران وجود نداشت! معمولا هم در صورت شکایت مسافر صاحبان تاکسی تلفنی سر شاکی را به طاق کوبیده و عملا کسی پاسخگو نبود!

در این میان اما اقتصاد دیجیتال سرویس تاکسیهای اینترنتی را برای ما به ارمغان آورد و ناگهان همه این جنگ و دعواها از میان ما رخت بربست.

راننده‌ها بسیار مودب با ما سلام و علیک میکنند، یک ریال کرایه اضافه نمی‌گیرند، ماشینشان تمیز است و اصلا بوی سیگار هم در ماشین نمی‌آید! رانندگی خوبی دارند و در پایان سفر هم در کمال شگفتی برای ما آرزوی روز خوبی میکنند!

عدالت و اقتصاد دیجیتال

راز ماجرا در امتیازی است که در مسافر در پایان سفر به راننده میدهد! شرکت تاکسی اینترنتی هم بر اساس میانگین این امتیازات سفرها را به راننده ها پاس میدهد و از یک امتیاز مشخص به پایین هم دیگر با او کار نمیکند! معنی این موضوع این است که نحوه رانندگی، اوضاع خودرو و تجربه سفر مسافر با راننده و میزان رضایت او، تاثیر مستقیم و فوری بر کسب و کار راننده دارد! نتیجه اینکه طرف مجبور است آدم بهتری باشد(حالا شما هی برای مردم کلاس اخلاق بگذار و از فرهنگ غنی و تاریخ ۲ هزار ساله حرف بزن).

امتیاز اسنپ

همه آن فحشهایی هم که فیمابین طرفین ردو بدل میشد، در قالب همان امتیاز خودش را نشان میدهد! یک لحظه صبر کنید! نکند اینهمه فحاشی ما ایرانیها از این است که صدای حرفهای مودبانه ما به جایی نمیرسد؟ فحش دادن در واقع شاید مفری است برای ما تا از اینهمه خرده بی عدالتی های روزانه سکته نکنیم.

عدالت و اقتصاد دیجیتال

سوی دیگر ماجرا که نمیدانم چرا در کشور ما پیاده نشده است، امتیاز دادن راننده به مسافر است! راننده هم حق دارد اگر برخورد بدی از مسافر دید بتواند جایی آنرا به حساب بگذارد تا اگر مسافری هست که میانگین امتیاز خوبی ندارد راننده ها قبل از قبول کردن درخواستش بدانند که طرف آدم حسابی نیست! شاید نخواستند با او همسفر شوند، طرف هم که دو بار روی زمین بماند خود به خود آدم میشود! (حالا شما هی برای مردم کلاس اخلاق بگذار و از فرهنگ غنی و تاریخ ۲ هزار ساله حرف بزن) میتوان حتی برای مسافرانی که میانگین امتیاز خوبی دارند تخفیف قائل شد! این یعنی هر چه انسانتر باشی راننده های بهتر و سفرهای ارزانتری در انتظار توست! (من فکر میکردن اسنپ این امکان را دارد اما ظاهرا اینگونه نیست)

این یعنی عدالت! این یعنی آغاز مسیر توسعه و پیشرفت در الگوی ذهنی! این یعنی هر کسی که کوچکتری خوبی و بدی داشته باشد، در جایی به حساب خواهد آمد و در زندگی او تاثیر خواهد داشت.

امروز در پارلمانهای مختلف دنیا، یک سناتور پس از گرفتن رای از مردم میتواند دیگر با آنها کاری نداشته باشد تا ۴ سال بعد! فرض کنید یک نماینده مجلس به صورت آنلاین با تصمیمات و رفتارهایش از سوی مردم ارزیابی میشد، و در صورت کم شدن امتیازش در ارزیابیها از نمایندگی خلع میشد! آیا این کمک بزرگی به تحقق خواسته های مردم و گام بلندی برای دموکراسی نبود؟ آیا در پی اقتصاد دیجیتال باید منتظر تحول بنیادین در نظام فکری و ارزشی جامعه هم باشیم؟

۵ comments on “اقتصاد دیجیتال و موضوع عدالت

  1. فروغ گفت:

    سلام
    ۱-من از راننده های اسنپ سوال کردم. آنها هم می توانند به مسافر امتیاز بدهند.
    ۲-عین این مسئله را ما در شرکت داشتیم. همیشه بین تحصیلداران و کارمندها و کارمندها و سرپرستان جنگ بود. بر سر مسائل اولیه ای مثل بوی بد بدن، تاخیر روزانه، عدم همکاری با دیگران زمانی که باید کار تیمی انجام می شد.
    سیستمی که پیاده کردم عالی است!! فهرستی از همه ایده الهایم از یک یک کارمندان را تهیه کردم. و بعد به هر مورد امتیاز دادم. بابت آن امتیازها ماهانه پاداش می دهم. سال اول این پاداش مازاد بر حقوق بود و خیلی مزه کرد و بلافاصله شرایط مورد نظرم جا افتاد. از سال بعد یواش یواش آن را به بخشی از حقوق تبدیل کردم و الان حقوق ده تا ۱۵ درصد حقوق افراد است. نظمی که الان درست کرده ام توی ارتش هم نمی بینید!! جالب آنکه به میل خود افراد اجرا می شود.

    • admin گفت:

      سلام ، فقط دو گزینه از مسافر راضی بودم یا راضی نبودم وجود دارد.

    • امیدوارم این سیستم شما جواب بدهد ولی حدودا ۴ ماه پیش با کارمند یکی از شرکتهای خصوصی که شبیه سیستم شما رو پیاده سازی کرده بود صحبت می کردم. (این شرکت خدماتی بود و سرویس خاصی را به شرکت ما میداد) آن فرد به شدت از این نحوه فعالیت ناراضی بود و نرخ خروج کارمندان از شرکت بسیار بالا بود. به طوری که تغییر چندباره نیروی انسانی و معرفی نیروی جدید رضایت ما از خدمات آن شرکت و به طور سیستمی همه چیز را نیز تحت تاثیر قرار می داد. جالب برایم این بود که مدیر آن شرکت هم فکر می کرد بسیار نظم مناسب و خوبی را در شرکت برقرار کرده است.
      همانطور که در خط اول عرض کردم امیدوارم شرکت شما در پیاده سازی این استراتژی موفق باشد و مطالعه متن شما باعث شد صرفا خاطره ای را که تجربه کرده بودم یادم بیاید

  2. رضا گفت:

    سلام
    در مورد مطلبی که زحمت کشیدید و نوشتید، – مشابه بقیه مطالبی که افراد فعال یا مرتبط با حوزه اقتصاد می نویسند – من در تعجبم که چرا مسائل حوزه اخلاق صرفا براساس دیدگاه اقتصادی و با پارامترهای اقتصادی تحلیل می شود؟

  3. مطلب ارزشمندی بود . متشکرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *