بردگان عصر دیجیتال

مکاشفه در آرایشگاه

چند ماه پیش با بستن اکانت اینستاگرام و فیسبوک و امثالهم عملا از دنیای آنلاین اجتماعی خارج شدم و چقدر از بابت این تصمیم که آنرا روی صندلی آرایشگاه گرفتم خوشحالم.

آن روز شاگرد سلمانی که جوانکی بیست ساله بود داشت با آب و تاب برایم از زندگی شگفت انگیزDan Bilzerian  (این شازده فرزند یکی از دلالان مشهور وال استریت، قمارباز قهار و علاقمند شدید به معاشرتهای آنچنانی با خانمهای زیبارو و از خودش جوانتر است! این حضرت والا بالای بیست میلیون فالوور در اینستاگرام دارد و پیوسته مردم دنیا را به تماشای زندگی آنچنانی اش دعوت میکند.) تعریف میکرد و با شکوه و ناله از وضع زندگی خودش در مقایسه با ایشان مصرانه میخواست به من بقبولاند که این کاری که ما در ایران میکنیم اسمش زندگی نیست و آنچه هست نزد این آقای دن است و بس.

بردگان عصر دیجیتال- دن

در شگفت بودم که این مقایسه شگفت انگیز چرا و چگونه شکل گرفته است که باعث این حجم از نارضایتی و حسرت نزد این جوان بخت برگشته شده است که ناگهان به نظرم آمد پنداری که خودم هم به نوعی درگیر همین بازی احمقانه هستم. بازی در معرض یادآوری دائمی نداشته ها بودن. بازی دیدن یک جز از هر چیز و قضاوت در مورد کل فلسفه آن مفهوم. بازی سطحی بودن و رقابت در هر چه مبتذل بودن.

خواستگاری از دختر ترامپ، دستاورد عصر دیجیتال برای ما

واقعیت این است که عصر دیجیتال چیزهایی را پیش چشم ما میگذارد که قبلا هرگز نمیدانستیم و ندیده بودیم و علیرغم ندانستن و ندیدن آنها زندگیمان هم بسیار خوب بود، اما این جام جهان بین، امروز ما را بیش از پیش در معرض دیدن چیزهایی قرار میدهد که هرگز نداشته و نخواهیم داشت و این همه نداشته ما که حجمش به اندازه همه دنیا بزرگ شده است، در مقابل داشته های اندک ما، زندگی را به کام ما تلخ کرده است.

اینستاگرام

قبل از عصر دیجیتال این شاگرد سلمانی طفل معصوم حداکثر معاشرتش با اطرافیان خودش بوده و داشته ها و نداشته هایش هم در معرض آزمونهایی هم سطح قرار داشته است، اما امروز خیلیها خودشان را با شوهر ایوانکا ترامپ مقایسه میکنند و از اینکه داماد ترامپ نشده‌اند احساس میکنند حقشان خورده شده است. چرا؟ به صرف اینکه میتوانند او را در فیسبوک و یا اینستاگرام ببینند و برایش لایک یا فحش بفرستند.

شخصا اعتراف میکنم که خروج از اجتماع آنلاین به طرز محسوسی روی سطح رضایتم از زندگی تاثیر داشته است. به نظر میرسدکه عکسها و محتواهایی که عمدتا مصنوعی تولید شده و فقط کسر بسیار کوچکی از زندگی آدمهای دیگر را شبانه روز پیش چشم ما میگذارد، فقط و فقط ما را ناشادتر و ناراضی‌تر میکند.

بردگان عصر دیجیتال

از طرف دیگر به نظر میرسد که آدمهای عصر دیجیتال برای جذابتر و خواستنی‌تر شدن در اجتماعهای آنلاین باید تن به قواعد این جوامع بدهند و این قواعد هرگز در راستای ارتقا آدمها به سطح بالاتر از آگاهی و شعور طراحی نشده‌اند.

مغز بردگان عصر دیجیتال

ظاهرا هر یک از ما موظفیم با حضور در شبکه های اجتماعی پروفایل خودمان را به عنوان یک برده دیجیتال در اختیار صاحب پلتفرم گذاشته تا با بررسی رفتارهای جمعی و فردی ما بتوانند در اقتصاد و سیاست و امنیت دست بالا را داشته باشند. هر کسی هم که خلاف این وظیفه  عمل کند، امل و دور از بشریت خطاب خواهد شد.

امروز سلبریتهای جامعه ما در خلوت از این میگویند که حالشان از این همه بی فرهنگی مردم در صفحاتشان بهم میخورد و همزمان پست بعدی را میگذارند و قربان صدقه همان مردم میروند چون می ترسند که در دید نباشند و فراموش شوند.

دیروز در وبسایتی میخواندم که مقام مسئولی با شادمانی از رشد مصرف دیتا در کشور به عنوان دلیلی برای رشد رفاه و آگاهی مردم یاد میکرد در حالیکه رشد جنون آمیز مصرف دیتا در کشورهای کمتر توسعه یافته مدیون پلتفرمهایی است که با اجیر کردن بردگان عصر دیجیتال شبانه روز در حال تولید محتوای بی ارزش هستند. این در حالی است که در کشورهایی توسعه یافته، رشد مصرف دیتا مرهون توسعه IoT و پلتفرمهای ماشین به ماشین است.

۳ comments on “بردگان عصر دیجیتال

  1. مثال دن بیلزریان جالب بود.
    یکی از دلایلی هم که منم زیاد از این شبکه های اجتماعی خوشم نمیاد همینه که همه توش هستن.
    و در وهله بعد همه به صورت ساختگی و نمایشی هم خود را نشان می دهند.
    البته ناگفته نماند من برای اینکه رفتار مردم با برندها و اشخاص مشهور، مقوله خیلی جالبی برایم هست (مخصوصا در اینستاگرام و تلگرام) آن ها را پیگیری می کنم.
    و البته کمی هم بیشتر به قسمت مثبت ماجرا نگاه می کنم، تا بتوانم چیزی یاد بگیرم.
    مثلا وقتی به صفحه Gianluca Vacchi سر میزنم، خیلی برایم جالب است کسی که ۵۰ سال سن دارد بدنی به این سالمی و زیبایی داشته باشد و سرزنده باشد. در صورتی که دایی من ۱۰ سال پیش در سن چهل و خرده ای سالگی رفت عصا خرید، گفت من دیگه تو سرازیری زندگیم. در ذهنیت ما ۵۰ و ۶۰ سال پیر هستند و عمر خود را کرده اند. در صورتی که با دیدن این افراد متوجه می شویم در آن سن هم می توان خوش پوش بود، به خود اهمیت داد، سرزنده بود. من خیلی خیلی خیلی به ندرت دیدم کسی که بالای ۵۰ سال باشد در جمعی موزیک بذاری با هر صدایی، نگه کمش کن سرم درد گرفت.
    از مشکل اضافه وزن، کمر درد و … ننالد
    وقتی هم می گویی ورزش کن، میگه: ای آقا به سن ما برسی تو داغون تری (و راست هم می گوید سن اعتیاد را ببینید چقدر پایین امده، قلیان تفریح سالمه جوان ها شده)
    من وقتی این شخص را می بینم می فهمم ورزش یک Life Style است و ما باید در زندگی برای آن وقت بگذاریم. تا بتوانیم، تا هر زمان که زنده هستیم نهایت لذت از زندگی با بدنی سالم و سلامت را تجربه کنیم

  2. تو ویکیپدیا نوشته همین آقای دن به خاطر سبک زندگی خاص و مصرف موادمخدر قبل از ۳۲ سالگی سه بار حمله قلبی داشتن. شاید همون طور که جوانان ایرانی برای سبک زندگی ایشون می‌میرند خودشون هم احتمالاً به خاطر سبک زندگی احمقانه‌شان جان به جان آفرین تسلیم کنند. 🙂

  3. رسول گفت:

    ممنون از متن خوبتون ولی خود ای او تی هم الان خودش کمی مشکل داره و نقد های قابل قبولی برش وارد هست ولی در کل متن خوبی بود تشکر از شما
    از این که هیچ وقت اینستا نداشتم خوشحالم :))))

پاسخ دادن به حمید طهماسبی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *